تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
تبديل نكردند .

پيشنهاد طرمّاح

طرمّاح ، پسر عدى گويد : نزد امام حسين عليه السلام رفتم و گفتم : « به خدا سوگند ! من هر چه مىنگرم ، كسى را همراه تو نمىبينم ، و اگر فقط همين سپاه حرّ كه شما را همراهى مىكنند ، با تو بجنگند ، براى نابودى سپاه شما كافى است . تا چه رسد به اين كه جمعيّتى كه روز پيش از بيرون‌آمدنم در كوفه ديده‌ام نيز به ايشان به پيوندد . من تا كنون چنان جمعيّتى نديده‌ام ؛ و چون دربارهء آن‌ها پرس و جو كردم گفتند : براى اعزام به جنگ با حسين عليه السلام آماده مىشوند . تو را به خدا سوگند مىدهم كه حتّى اگر بتوانى يك وجب هم به طرف ايشان نروى اين كار را بكن ، و اگر مىخواهى در شهرى ايمن فرود آيى و در پناه خداوند دربارهء وضعيّت خود بينديشى و برايت روشن شود كه چه راهى را بايد در پيش بگيرى ، بيا تا شما را در جايى استوار و ايمن از كوهسارمان به نام « أجَأ » « 1 » منزل دهم و از تو به دفاع بپردازم ، و از اميران غسّانى و حميرى و نعمان بن منذر و از سياه و سرخ كمك بخواهيم . به خدا سوگند ! در اين صورت هيچ گاه شكست نمىخوريم . من خود با شما مىآيم ، تا در « قُرَيَّه » به شما جا بدهم . كسى سوى افراد قبيلهء طىّ در كوه‌هاى « أجَأ » و « سَلْمى » مىفرستيم و به خدا قسم ده روز نخواهد گذشت كه پياده و سواره خدمت شما خواهند آمد . آن‌گاه هر اندازه دوست دارى ميان ما بمان اگر هم ضرورتى پيش آمد و قصد قيام داشتى ، من بيست‌هزار سپاهى طائى برايت فراهم مىكنم ، تا با شمشير از تو دفاع كنند ، چنان كه به خدا ، مادامى كه يك نفرشان زنده باشد ، هيچ گزندى به شمانرسد . » حسين عليه السلام فرمود : « خدا به تو و خويشانت پاداش نيك دهد . چون ميان ما و ميان اين گروه قول و قرارهايى بوده است ، نمىتوانيم برگرديم و البتّه نمىدانيم كه سرانجام كار ما
هامش
( 1 ) - نام كوهى است . ( معجم البلدان ، 1 / 94 . )