تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
چنين بود : « تو را به خدا سوگند مىدهم و از تو مىخواهم كه چون نامه‌ام را ديدى برگردى ، زيرا از سفرى كه در پيش دارى خيلى ترسانم كه مبادا نابودى تو و ريشه‌كنى خاندانت در آن باشد . مگر نه اين است كه اگر تو امروز نابود شوى ، روشنايى زمين خاموش مىشود ، زيرا تو پرچم ره‌يافتگان و اميد مؤمنانى . در حركت شتاب مكن ، زيرا من در پى همين نامه خواهم آمد . والسّلام . » آن‌گاه عبداللَّه برخاست و نزد عمرو بن سعيد رفت و با او حرف زد و گفت : « به حسين نامه بنويس و به او امان و قول نيكى و پيوند و اطمينان خاطر كامل ده ، از وى بخواه كه بازگردد ، شايد اطمينان كند و باز گردد . » عمرو گفت : هر چه مىخواهى بنويس و نزد من بياور تا امضا كنم . عبداللَّه بن جعفر نامه را نوشت و نزد عمرو بن سعيد آورد و گفت : آن را امضا كن و همراه برادرت يحيى بن سعيد بفرست ، زيرا اين امر موجب اطمينان خاطر بيش‌تر او خواهد شد ؛ و خواهد دانست كه تقاضايى جدّى از سوى خود توست ؛ و عمرو چنين كرد . « 1 » امام زين العابدين عليه السلام در ادامه سخن خود مىفرمايد : يحيى و عبداللَّه بن جعفر به خدمت پدرم رسيدند و پس از آن كه يحيى نامه را به حضرت داد ، بازگشتند و گفتند : « نامه را به حضرت داديم و در تقاضامان براى بازگشت او به شدّت اصرار ورزيديم . امّا او نپذيرفت و از جمله عذرهايى كه آورد اين بود كه فرمود : من پيامبر خداى صلى الله عليه و آله را به خواب ديدم و به من فرمان انجام كارى را داد كه در هر حال آن را انجام مىدهم ، چه به زيانم باشد و چه به سودم . پرسيديم ، آن خواب چه بود ؟ فرمود : آن را براى هيچ كس نگفته‌ام و نخواهم گفت ، تا اين كه به ديدار پروردگار نايل آيم . » متن نامه‌اى كه عمرو بن سعيد براى حسين بن على عليه السلام نوشت ، چنين بود : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم . از عمرو بن سعيد به حسين بن على ، من از خدا درخواست
هامش
( 1 ) - بصائر الدرجات ، صفّار قمى ، محمد بن حسن ، 481 ، منشورات مكتبة النجفى ، قم ، 1404 ق ؛ بحارالانوار ، 45 / 84 . .