در يمن ، براى وى فرستاده بود و جامههاى سرخ و انواع پارچههاى ابريشمين بار داشت .
حضرت آنها را گرفت و با خود برد . سپس به ساربانان گفت : « شما را مجبور به آمدن با خود نمىكنم . هر كدامتان كه بخواهد با ما به عراق بيايد ، كرايهاش را به طور كامل مىدهيم و با او به نيكى رفتار مىكنيم . هر كس هم بخواهد همين جا از ما جدا شود ، كرايهاش را به اندازه راهى كه پيموده است مىپردازيم . » پس حقوق كسانى را كه از حضرت جدا شدند ، به طور كامل دادند و همچنين به هر كدام كه با او همراه شدند ، هم كرايه داد و هم جامه پوشانيد . « 1 »
چون حسين عليه السلام از مكّه بيرون شد و از منطقهء حرم گذشت ، كارگزاران و جاسوسان يزيد به او و ابنزياد نامه نوشتند و از حركت امام عليه السلام به عراق خبر دادند . به دنبال آن يزيد به عبيداللَّه چنين نوشت :
« همانا از حركت حسين به سوى كوفه باخبر شدهام . روزگار تو از ميان روزگارها و شهر تو از ميان شهرها و خودت از ميان كارگزاران گرفتار او شدهاى و با اين آزمون ، يا آزاد خواهى شد و يا به بردگى باز خواهى گشت . همانطور كه عبيد ( جدّ ابنزياد ) برده بود . » « 2 »
عمرو بن سعيد ، استاندار مكّه هم به ابنزياد نوشت :
« حسين سوى تو روانه شده است . در چنين موردى يا به آزادى مىرسى و يا به بردگى كشيده خواهى شد . » « 3 »
وليد بن عتبة بن ابىسفيان نيز به عبيداللَّه نوشت :
« حسين بن على سوى تو روان گشته است . او حسين پسر فاطمه است و فاطمه دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است . به خدا سوگند ! سلامتى هيچكس نزد ما محبوبتر از سلامتى حسين نيست ، بنا بر اين از اين كه به زيان خودت چنان وضعيّتى ايجاد كنى كه قابل جبران نباشد و عموم
هامش
( 1 ) - الأخبار الطّوال ، 245 .
( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ابن واضح ، احمد بن يعقوب ، 2 / 229 ؛ أنساب الأشراف ، 3 / 160 ؛ المعجم الكبير ، 3 / 123 .
( 3 ) - ترجمة الإمام الحسين ( ع ) ، ابن عساكر ، 205 .