كه تجار ايران به هر بلدى از بلاد فرنگستان كه خواهند از ممالك روم تردد مىنموده باشند و در آمد و شد تجار فرنگستان از روم به ايران نيز مانعى نيست ، لهذا به گردش كلك دوستى بيان كاخ و داد را كه بناى آن فى ما بين اين دو پادشاه با عدل و داد كسبع شداد است بدينسان آرايشگرى مىنمايد كه قبل ازين ، فى ما بين وكلاى اين دولت عظمى و پادشاه والاجاه فرنسه قرار شده كه تجار آن ولايت هر ساله امتعهاى چند به ممالك ايران آورند و بنابر آن كه از بنادر فرنسه تا بنادر مباركهء فارس مسافت بسيار دور و درازاست ، آمد و شد ايشان از راه درياى عمان كمتر ميسر مىشود . هرگاه به مساعى جميلهء آن دستور ارسطو شعور به پادشاه والاجاه فرنسه اعلام شود كه تجار ولايات متعلقه به خود را از ممالك روم به ايران روانه نمايد و فرمان ذىشان قيصرى در باب رفع موانع از آن جماعت عنايت شود ، قطع نظر از آن كه بعضى فوايد جهت آن سركار گردون مدار دارد ، آثار محبت و اتحاد فى ما بين ابين و اظهر خواهد گرديد و چون بندهء اين درگاه آسمان جاه دولتخواهى جانبين را شيوه و شعار خود ساخته هرگونه فائدهء دنيوى و اخروى كه جهت اين دولت ابد مدت خواهان است نظير آن را جهت دولت عليهء عثمانى نيز خواهش تمام دارد . لهذا به نگارش اين معنى مىپردازد كه درين ايام ، شرفاى عظام مكهء معظمه و امراى حاج و متوليان روضات مقدسات عرش درجات و راهداران آن جوانب از حجاج بيت الحرام و زوار و ائمهء انام كه از ولايت ايران محمل عزيمت جهت ادراك مثوبات حج و زيارات مىبندند به نام حق الشريف و دورمه و كوشى و غيرها توقعات زايده كه ما فوق طاقت و توان ايشان است مىنمايند و مبتدعات به نامهاى مختلفه اختراع نموده مزاحمت بسيار به احوال آن فريق سعادت رفيق مىرسانند . چون اينگونه سلوك ايشان با حجاج كرام و زوار سعادت فرجام از اقسام صد
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
[ 3 ] و منع از قربات است رفع آن بر ذمت همت آن سلطان الاسلام و المسلمين لازم و ضرور مىباشد . يقين كه اين مراتب را به خدمت ثريا منزلت آن پادشاه اسلامپناه عرض و فرامين عدالت آثار قيصرى و مناشير باهر الأنوار اسكندرى خطاب تشريف جليل القدر مكهء معظمه و پاشايان بغداد و بصره و مصر و شام و امراى حجاج كرام و متوليان روضات عرش درجات لازمة الاحترام و راهداران صادر خواهند نمود كه رفع مبتدعات و مخترعات نموده زياده از دستور معمول قديم چيزى به علت وجوه مزبوره مطالبه ننمايند و اگر مقرر شود كه شريف جليل ايشان در مكهء معظمه اميرى حاج راه بغداد را به موجب امر واجب الاذعان قيصرى منصوب به امارت حاج دانسته به دستور امراى