اگر پاشايان آن حدود نحو ديگر به آن درگاه آسمان جاه عرض نمايند ، از منشاء آن خبير و مطلع بوده باشند و عمدة السفراى مشار اليه ، بر وجه لايق و طور موافق كه شايان محبت قديم اين دو پادشاه والاجاه ثريا مكان بود اداى آداب رسالت نموده مقضى المرام از توجهات گوناگون شاهى به آن صوب شرف ادب مراجعت نمود و ايالت و شوكتپناه حشمت و جلالت دستگاه عالىجاه ، نظاما للاياله و الشوكة ، مرتضى قلىخان سعدلو كه از بندگان معتبر و غلامان عقيدت سير قاعده دان اين آستان ولايت نشان است به ايلچيگرى تعيين و مقرر گرديد كه بر سبيل استعجال روانهء آن سدهء سپهر مثال گشته تأسيس اساس دوستى و و داد و تجديد عهود يگانگى و اتحاد نمايد و مومى اليه تمامى مراتب مزبوره را به تقرير وافى توضيح و تبيين و به آن وزير عديم النظير ارسطو تمكين خاطرنشين خواهد نمود كه منشأ اين كه درين اوقات ، تجار ايران به ممالك روم امتعهء كمتر مىآورند ، منع آوردن فروش و نقود است كه از آن طرف قرين الشرف واقع شده چه به سبب منع مزبور انتفاع مقدمه از تجارت روم عايد ايشان نمىشود . اگر آن وزير ارسطو نظير خواهند كه تردد ايشان به ولايت نمچه و ساير ولايات استمرار داشته باشد ، اهتمام نمايند كه من بعد درين باب ممانعت واقع نشود . توقع آن كه آن دستور خيرانديش مصلحت كيش ، به مقتضاى عقل و آگاهى و صفاى نهاد و دولتخواهى ، درين باب و در خصوص ساير مراتب مزبوره ، فرامين ذىشان قيصرى صادر و در استحكام مبانى اتفاق و اتحاد فى ما بين اين دو برگزيدهء رب العباد همت خداداد مبذول و هميشه به رشحات اقلام عنبربار و قطرات كلك درر نثار گلستان الفت جنان را ريان فرمايند .
باقى ايام وزارت و ايالت و شوكت و اقبال محلد و لا يزال باد . [ * ]
هامش
( 1 ) - احتراما در صدر نامه آمده ( جايش با شمارهء 1 مشخص شده است )
( 2 ) - احتراما در بالاى نامه آمده ( جايش با شمارهء 2 معين گرديده است )
( 3 ) - سورة البقره 217
( * ) گنجينهء اسناد عكسبردارى شده فرهنگستان ادب و هنر