نمچه مهم به مصالحه انجاميده بنابر خواهش قرال مزبور ، در ضمن مصالحه ، چنين شرط شدهاست كه تجار خيرمدار ايران به ولايت نمچه از مملكت روم آمد و شد نموده امتعه كه در آن ولايت ضرور است مىبرده باشند و منظور قرال مزبور اين بوده است كه چون از طريق مذكور اقرب و اصوب است ، آمد و شد ايشان از آن طريق بيشتر و امتعهء مزبوره در آن ولايت اوفر شود . آن سلطان البرين و البحرين ، بنابر آن كه گلزار ودادشان با نواب كامياب مرتضوى انتساب سپهر ركاب مالك رقاب كروبى جناب عالميان مآب اشرف اقدس ارفع اجل امجد امنع همايون - كه جان ما بندگان فداى نام و گردش ابلق ليالى و ايام به طريق كامش باد - صفاى ديگر دارد ، قبول اينشرط فرموده اكنون خاطر عاطر ملكوت ناظرشان به استمرار اين معنى تعلق دارد . از آن جا كه بندگان ثريا مكان همايون هميشه به تابش انوار آفتاب همت بلند تربيت نهال ولا و تقويت دوحهء صدق و صفا با آن شهريار سكندر لوا فرموده و مىفرمايند ، نشان ذىشان عالم گرد خاقانى و فرمان واجب الاذعان جهان نورد ظل سبحانى ، به شرحى كه ملاحظه خواهند فرمود ، صادر گرديد كه بگلربگيان عظام و امرا و حكام كرام و وزراى ملكآراى و امناى صايب راى و متصديان اشغال ديوان و كارگزاران دولت ابد مدت خاقان به تجار خير مدار كه در محال متعلقه به ايشان ساكن بوده باشند خاطرنشان نمايند كه هرگاه خواهند از مملكت ايران به ولايت قرال نمچه روند ، طريق روم اقرب و اصوب طرق است و در آن ولايت وسيع گمرك يك مرتبه از قرار صد پنج گرفته مىشود و هرگاه از آن راه عبور نمايند ، به يمن توجه آن پادشاه گردون بارگاه و حسن اهتمام آن دستور ارسطو شعور آگاه ، از جميع مخاطرات مأمون و از هرگونه تعديات و توقعات زائده مصون خواهند بود و ايشان را ترغيب و تحريض بسيار نمايند كه به ولايت قرال نمچه از راه روم روانه شده از معابر و مسالك ديگر عبور و مرور ننمايند .
بر آن وزير آگاه عالىجاه ظاهر و عيان است كه تجار طالب نفع و جالب فايده مىباشند . مشخص است كه بعد ازين گونه تأكيدات و ترغيبات هرگاه سود اين سودا بر ايشان هويدا شود ، آمد و شد ايشان از آن طريق استمرار و استقرار خواهد يافت . اما احتمال دارد كه انتفاعى جهت خود ملاحظه ننموده به رغبت تام به چنين معامله اقدام نكنند و درين صورت ، جبر ايشان به اين حركت مقتضاى عدالت و رعيتپرورى نيست . اگر كمتر آمد و رفت نمايند ، حمل بر عدم اهتمام اولياى اين دولت كيوان غلام در مراعات شرايط دوستى و التيام نفرمايند و چون آن سفير معتمد تقرير نمود كه آن خاقان البرين و البحرين مرخص فرمودهاند
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٧٣