تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
و سركشى ينى چريان فراغتى يافته بود از طريق ارزنة الروم به سوى مرزهاى ايران به راه افتاد . مراد چهارم نخست ايروان را در محاصره گرفت . امير گونه خان قاجار حاكم ايروان خيانت كرده شهر را به سلطان ترك سپرد ( 23 صفر 1045 ) و در عوض اين خيانت حكومت حلب يافت . مراد از آن جا روى به تبريز نهاد ( 6 ربيع الاول ) . سپهسالار مردم سر راه را كوچانيد و تمام خواربار و ما يحتاج و علوفهء دهات بين راه را سوزانيد و تبريز را خالى نموده در عقب كوه سرخاب كمين كرد . اين اقدامات ، همراه با سرماى شديد ، مانع از آن شد كه مراد چهارم بتواند در تبريز ديرى بپايد . وى شب شنبه دوم ربيع الثانى به ديار بكر رفت . به محض رفتن او ، شاه صفى خود را به تبريز رسانيد ( 5 جمادى الاخر ) . اين هنگام مصادف بود با روزهاى سرد برج قوس ( آذر ماه ) . با اين حال ، پادشاه صفوى به سوى ايروان شتافت و شخصا به فرماندهى سپاه ايران پرداخت . با اين كه جمعى از سران سپاه ايران درين جنگ كشته شدند ، ولى سرانجام در سه‌شنبه 24 شوال قلعهء ايروان بار ديگر به دست ايرانيان افتاد و روز دوشنبه غرهء ذيقعده حكومت ايروان به كلبعلى خان داده شد و اين كلبعلى خان همان كلبعلى بيك بود كه در ازاى كشتن امامقلى خان فرمان حكومت و عنوان خان يافته بود . شاه صفى از راه قراباغ به اهر ( آهار ) و مشكين شهر وارد - بيل آمد و به زيارت بقعهء شيخ صفى رفت و سپس به سوى اصفهان شتافت . در سال 1048 ، سلطان مراد چهارم بار ديگر بغداد را در محاصره گرفت . شاه صفى شتابزده سپاهى به دفع تركان فرستاد و خود نيز روى به بغداد نهاد . ولى در كنگاور هر چند « مزاج مبارك نواب اشرف به هم بر آمد » « با وجود كوفت بيرون آمد » « 1 » و لشكر بغداد را سان ديد . اما چند روز بعد خبر رسيد كه تركان ، روز چهارشنبه شانزدهم شعبان ، يورش آورده‌اند و پس از دو روز جنگ سخت ، روز جمعه بكتاش خان شهر را به تركان وا گذارده است . طبق دستور مراد ، غير از چند نفر از سران قزلباش كه از بغداد دفاع مىكردند ، بقيهء ساكنين قلعهء بغداد قتل عام شدند و جمعى نيز خود را به دجله انداختند و جان به سلامت بردند . ملا كمال كه خود در اردوى سپهسالار عازم بغداد بوده مىنويسد كه پس از فتح بغداد ، سلطان مراد آقا محمد نامى را كه از امراى معتبر بود ، با خلفا كه مدتى
هامش
( 1 ) - تاريخ ملا كمال ص 94 .