تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
و سلطان بلاغى توانسته بود از هند بگريزد و به ايران پناه آورد . شاه صفى نسبت بدين شاهزادهء تيره بخت محبت فراوان كرد و او ساليان دراز در ايران ماند . اما شورش على مردان خان ضربهء مهيبى بر سلطنت شاه صفى بود . توضيح آن كه حكومت منطقهء قندهار ، پس از آن كه در زمان شاه عباس اول به ايران بازگشت ، از جانب پادشاه صفوى به گنجعلى خان زيگ محول گرديد . گنجعلى خان زيگ اصلا كرد بود . وى از طرف شاه عباس نخست حكومت كرمان يافت ( 1005 ه . ق ) و پس از فتح قندهار حكومت اين ناحيه نيز ضميمهء حكومت كرمان شد . گنجعلى خان تا سال فوت خود ( 1034 ه . ق ) بر اين سرزمينها حكومتى عادلانه و خردمندانه داشت . وى همان است كه مجموعه‌اى از بازار و حمام و مسجد در شهر كرمان ساخته و دست روزگار آن جمله را تا كنون حفظ كرده است . بارى پس از مرگ گنجعلى خان پسرش على مردان خان جنازهء وى را از قندهار به مشهد برد و به خاك سپرد . شاه عباس ، به پاس وفادارى و خدمتگزارى گنجعلى خان ، حكومت قندهار را به پسرش على مردان خان داد و چون گنجعلى خان ملقب به « بابا » بود ، شاه عباس ، پسرش را « باباى ثانى » لقب داد . على مردان خان ، در حكومت قندهار ، از حلال و حرام ثروتى فراوان اندوخته بود . وقتى كه شاه صفى به سلطنت رسيد و امرا و بزرگان دربار شاه عباس را به دست جلاد سپرد ، على مردان خان سخت به وحشت افتاد و مدتها در بيم و اميد زيست . با اين حال تا طالب خان صدر اعظم زنده بود ، على مردان خان هنوز فى الجمله اميدى بر مال و جان خود داشت . زيرا طالب خان با او خويشاوند بود و حتى بر اثر اين خويشاوندى ، على مردان خان از وجوه ايالت قندهار دينارى به خزانهء دولت نمىفرستاد و هر ساله بدهى او به خزانهء دولت افزونى مىگرفت . ولى چه باك . چون خواهر على مردان خان زن طالب خان بود و طالب خان هم به احترام همسر خود ، مال دولت را از والى قندهار مطالبه نمىكرد و به روى نمىآورد . شايد هم برادر زن و شوهر خواهر در مسايل مالى به نوعى توافق رسيده بودند ! ! تا اين كه در سال 1043 ه . ق در ييلاق سهند ، طالب خان شبى جماعتى را در چادر خود به ميهمانى خواند و به شرابخوارى نشست . يكى از مهمانان وى اغر لوخان شاملو عازم كشيك شد . طالب خان مانع گرديد و بر سر اين موضوع با كشيكچى باشى بگومگو كرد و در ضمن صحبت به دو گفت شاه بسيار جوان است و بدين