تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
سردار ايران به شتاب خود را به مريوان رسانيد . ولى در 22 رمضان همان سال شكست خورد و تركان توانستند تا همدان پيش روند . با اين حال ، اندكى بعد خسرو پاشا به حوالى بغداد بازگشت و شاه صفى دستور داد تا زينل خان را به هلاكت رسانند و خود در سال 1039 براى نجات بغداد به راه افتاد . در مدت محاصرهء بغداد ، صفى قلى خان حاكم ايرانى شهر مردانه با تركان به جنگ ايستاد و دليرانه دفاع كرد . چنان كه شمار كشتگان ترك را در پاى ديوارهاى بغداد دوازده هزار نوشته‌اند . وقتى خبر حركت شاه صفى به خسرو پاشا رسيد ، وى دست از محاصره برداشته بازگشت . شاه صفى روز چهارشنبه هفده ربيع الثانى سال 1039 به بغداد در آمد و پس از تصرف قلاع شهر زور و حله به دست سپاه ايران ، پادشاه جوان صفوى قبور ائمهء اطهار را در عتبات عاليات زيارت كرده به اصفهان بازگشت ( چهارشنبه دوم ذى الحجه سال 1040 ه . ق ) . داود خان برادر امامقلى خان كه از سخت‌كشى و بيداد شاه صفى ترسيده بود ، در محل حكومت خود يعنى ناحيهء قراباغ ، سر به شورش برداشت و با طهورث خان والى كاخت و كارتيل و گرجستان ، همداستان شده علم طغيان برافراشت و جمعى از سران قاجاريه را كه درين راه با او همراه و همدل نبودند به قتل آورد . شاه صفى دستور داد تا رستم بيك ديوان بيگى كه در جنگهاى عراق عرب رتبهء سپهسالارى يافته بود ، خسرو ميرزا شاهزادهء گرجى را كه در اصفهان سمت داروغگى داشت به گرجستان برده بر جاى طهورث خان ياغى بنشاند . سپهسالار نيز وى را كه از جانب شاه صفوى به رستم موسوم شده بود همراه برداشته به سوى گرجستان عزيمت كرد . داود خان به خاك عثمانى گريخت و طهمورث به اعماق گرجستان يعنى ناحيهء باش آچوق . رستم خان سپهسالار تخت سلطنت گرجستان را طبق دستور شاه صفى براى رستم بيك آماده ساخت و پس از تعمير دژهاى گرجستان ، متوجه وان شد و آن شهر را در محاصره گرفت . درين هنگام ، شاه صفى خود از قزوين به تبريز آمد ( 17 ربيع الاول 1043 ه . ق ) . در همين سال است كه شاه صفى به دست خود طالب خان اعتماد الدوله صدر اعظم را همراه با حسن بيك يساول صحبت و اغرلوخان ايشيك آقاسى كشت و منصب وزارت را به ميرزا محمد تقى وزير دار المرز ( مازندران ) سپرد . اين مرد همان است كه در تاريخ ايران به سارو تقى ( تقى زرد ) شهرت يافته است . در سال 1045 ه . ق ، سلطان مراد كه از دغدغهء شورش امير فخر الدين دروزى