شاه صفى كار مىكرده و مأمور كوك يا تعمير ساعتهاى شاه بوده و هر روز اول وقت به دربار مىرفته كه ساعت وى را كوك كند . اين رودلف ساعتى ساخته بود به اندازهء يك اكو ( سكه طلا ) كه زنگ مىزد و 200 اكو قيمت بر آن نهاده بود . اين ساعت ساز سويسى بود و اين قدر مقرب بود كه هيأت آلمانى شلزويك هولشتاين او را واسطهء انجام كار خود قرار داده بود .
با اين كه دربار صفوى از هر قوم و ملت اروپايى كارگر و استاد كار مىپذيرفت ، ظاهرا به استخدام فرانسويان رغبت بيشتر نشان مىداد . شايد علت اين امر لطف و ملاحت و حسن برخورد و خنده رويى فرانسويان و بالنتيجه تشابه طبيعى و روحى آنان با ايرانيان در اين امر دخالت داشته . فراموش نكنيم كه سياح فرانسوى به نام لابولاى لاگوز در سفرنامهء مصور خود شرقيها و غربيها را مقايسه و ايرانيان را فرانسويان آسيا و اعراب را ايتاليائيهاى آسيا و تركان را اسپانيائيهاى آسيا شمرده مقايسهاى كه هنوز هم خالى از حقيقت به نظر نمىرسد .
شاه عباس دوم بخصوص فرانسويها را بسيار دوست مىداشت و به قول تاورنيه هر چيز را كه به واسطهء يك فرانسوى وارد نشده يا فاقد مارك فرانسه بود به ميل و رغبت نمىپذيرفت . در همان مجلس هفده ساعته بزم خصوصى كه شاه عباس براى تاورنيه فرانسوى ( سويسى الاصل ) ترتيب داده بود ، مدتها شاه عباس از فرانسه و زبان مردم فرانسه حرف زده و گفته بود از پادشاه فرانسه راضى هستم . در همين مجلس تاورنيه براى شاه آواز مىخوانده و شاه بارك الله مىگفته است . تا اين كه در مجلس سخن از موسيقى پيش مىآيد زنان رقاصه مىخوانند و مىرقصند و بعد ارگى را كه پادشاه روس به هديه فرستاده بود زدند ناگهان شاه به ياد زرگر فرانسوى دربار موسوم به سائين مىافتد كه با نى مخصوص شبانان كه از فرانسه همراه آورده بود آهنگهاى لطيف مىزد . اين زرگر علاوه بر مطربى جوان خوش مزه شيطانى بود و با زنهاى فاحشه رقاص شوخيها مىكرد و بازيها در مىآورد خاصه وقتى كه شراب هم خورده بود ! !
وى در حضور شاه يكى از زنها را به دوش خود سوار مىكرد و يكى را در بغل مى گرفت و يكى را بر زمين مىزد . رجال دربار هم او را بدين مسخرگيها و خل بازيها تشويق مىكردند تا قبله عالم بيشتر سرگرم باشد . .
در همين فصل هجدهم كتاب تحت عنوان « صحبت شاه با مصنف از سلاطين
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 28
مساهمون: عبد الحسين نوائى
صمقدمه ٢٨