و دوربين دومين را گاليله ايتاليايى در سال 1609 . اين دوربين دومين از سال 1610 مورد استفاده منجمين اروپايى قرار گرفت و پنجاه شصت سال بعد به ايران رسيد .
اما دومين آلت همان سمعك بوده ظاهرا همان گوشى اطبا منتها نه به صورت تكامل يافتهء امروزى بلكه به صورت قيف مانندى كه از آن سابقا براى شنيدن صداى تنفس جنين در زنهاى حامله به كار مىرفت .
عبد الله افندى در مورد دوربين اظهار نظر مىكند كه « ما آن را مكرر در قسطنطنيه و اصفهان ديدهايم . اما قصهء آلتى كه كر توسط آن مىشنود ، اين همان چيزى است كه ظرفا آن را عينك گوش مىخوانند و آن شبيه به اين مثل فارسى است كه گويند عينكى به گوشت بگذار . من به صحت و تأثير آن معتقد نيستم » .
افسوس كه بحث از تكنولوژى علمى اروپا در آثار علما و نويسندگان ايرانى قرن يازدهم غير ازين مورد نمىيابيم و اين مىرساند كه ظاهرا جامعه علمى ايران هنوز به اهميت مصنوعات علمى اروپايى پى نبرده يا بدانها كمتر دسترسى داشته است . ولى اشارات فراوانى وجود دارد كه تكنولوژى فرنگى در مورد مهندسى و ابزار و مهمات جنگى ( مثل توپ و خمپاره ) مورد احتياج و جستجوى ايرانيان بوده است و همچنين مصنوعات ظريف فرنگى مثل ساعت و جواهر و ميناكارى و نظاير آن سخت مورد علاقه دربار ايران و به تقليد از آن ، مورد علاقه مردم ايران بوده است .
تاورنيه مىنويسد كه شاه عباس يك هنرمند فرانسوى را كه در كار گلدوزى استاد بود مدتها در دربار نگاه داشت . همچنين دو الماس تراش فرانسوى و يك جواهر ساز و ميناكار يهودى در خدمت او بودند و آن يهودى با مقدارى از جواهرات گرانبها از ايران گريخت . « نوهاش شاه صفى در نامهء خود به چارلز اول پادشاه انگلستان خواستار شده كه يك نفر ميناكار و يك نفر ساعت ساز و يك نفر الماس تراش و يك نفر زرگر اعلى و يك نفر تفنگ ساز و يك نفر نقاش بالادست و يك نفر توپچى آتشباز » براى او « با شاگردان و مصالح افزار » بفرستد كه در سر كار خاصهء شريفه به همايون خدمات مذكوره قيام نمايند .
تاورنيه از ساعت سازى به نام رودلف اشتادلر حكايت مىكند كه در دربار
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 27
مساهمون: عبد الحسين نوائى
صمقدمه ٢٧