تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
سرمايهء خنده و شادى است . گلهاى اردىبهشت را نعل شتاب در آتش است كه جا به جهت اثمار گشايند و اقدام سيول بهارى از قطره زدن آبله است كه بر مايهء نشو و نماى نو نهالان افزايند و ازين جاست كه بينايان رموز انفس و آفاق كه پيوسته در مرآت رضا تماشاى حسن وقوع احكام قضا مىنمايند از ناگوارى مقدمات ذائقهء مضايقه را مرارت آمود نساخته به حلاوت نتايج شيرين كام شكر الهى مىباشند و لله الحمد و المنة كه اگر چه از رهگذر قضيهء جانگزاى سلطان خلد آشيان جنت مكانى نخست تراكم غمام غموم صبح تعيش دوستان صاف اعتقاد را تيره گردانيد ، اما از استوارى آن شمس سپهر عظمت و كامكارى و مهر سماى برترى و و الا تبارى بر وسط السماء دولت جاويد ديدهء شوق روشن و رياض آرزو گلشن شد . هر چند شايستهء شيوهء دوستى و ولا و مناسب شيمهء صدق و صفا آن بود كه بعد از اصغاى قضيهء مرضيهء ارتقاى آن اختر برج بىمثالى به ذروهء والاى ترقى ، ذريعهء يكتا دلى و رقيمهء يكجهتى مشتمل بر تهنيت و تعزيت ارسال مجلس سامى و محفل گرامى گردد ، اما به شرحى كه سامعه افروز محرمان سرادق عظمت و جلال شده باشد ، به وسيلهء انتزاع ملك موروثى از ايادى متغلبه كه قبل از ايام جلوس اين دولت صادق الولا بر اورنگ سلطنت ايران به سبب غدر بعضى از نمك بحرامان « 1 » به تصرف والى هندوستان در آمده بود پيوسته به آن گروه مخذول در نزاع و پرخاش و همواره مشغول محاربه و تلاش مىبود و در سنهء سابقه كه از خجالت پى در پى كه مكرر آزموده و به ناكامى و جهان جهان بدنامى مراجعت نموده بودند محابا نكرده به دستور به هوس استرداد دار القرار قندهار آتش افروز هنگامهء گيرودار گرديده بودند ، به عون عنايت حضرت رحمن و نيروى بى غايات ملك منان در صدد محاربهء آن گروه ندامت پژوه در آمده به فحواى صدق انتماى و ما النصر الامن عند الله « 2 » صرصر خرمن جمعيت آن لشكر بىحد و مر گرديد و درين ايام كه به ميامن توفيقات سبحانى جمعى از فدويان جلادت شعار را به تنبيه و تاديب آن قوم تعيين نموده از جانب مجادله و
هامش
( 1 ) - غرض على مردان خان پسر گنجعلى خان زيگ است كه از ترس جان ، قندهار را به شاه جهان داد و به هند پناهنده شد . ( 2 ) - سورة آل عمران 126