و ترصيص اساس دوستى و ولا گرديد . چون از روايح ازاهير آن گلستان خلت و نبت تخم محبت و مودت چنين استشمام شد كه حاصل صحيفهء اعجاز طراز لازم الاعزاز به علت كثرت نشيب و فراز طريق و دورى و صعوبت آن فج عميق « 1 » ، مدتى است كه از خدمت و الا و از حريم خورشيد سهاى آسمان سما جدا گشته و پسند خاطر دوستى ذخاير آن بود كه از كيفيت صحت ذات كامل الصفات مرضية السجيات به اقرب ازمنه استخبار كرده شود ، لهذا مقرب الخاقان محمدى خان بيك يساول صحبت به جهت استعلام اين مطلب اتم و امر مهم تعيين يافت كه مقيد به زيادتى احمال و اثقال نشده به اخف وجوه كه شاغل و مانع او نگردد به امر مزبور قيام نمايد و چون سررشتهء قبض و بسط امور و وقوع حوادث و سوانح نزديك و دور در قبضه اختيار و اقتدار مدبر سنين و شهور و كارپرداز مصالح جمهور است ، در اثناى روانه شدن مقرب الحضرة مزبور خبر رحلت مسافر راه دور يوم النشور ، اعنى والى هندوستان « 2 » ، ازين تنگناى پر شروشور و اختلاف دواعى اولاد پادشاه مزبور و شيوع فتور ممالك بىكران هندوستان به مسامع جاه و جلال رسيد . چون اخبار در معرض صدق و كذب مىباشد ، به قدر آنچه عيار آن به محك وقوع رسد ، مقرب الحضرة مزبور را واقف فرموديم و درين ايام كه شاهد اخبار پيرايهء صدق پوشيده شايستگى بزم اعلام به هم رسانيد ، عساكر نصرت توامان به يارى و مددكارى سلطان مرادبخش ( بالقابه ) كه از مريدان و معتقدان دودمان خلافت نشان است به مقتضاى عهد و پيمان سابق چشم اميد در راه امداد و اعانت اين نيازمند درگاه بىنياز دارد تعيين يافته روانه گرديد و از رهگذر اعانت شاهزادهء مذكور و ارسال لشكر سيلاب سرعت دريا شور اطمينان حاصل شد مقرب الحضرت مزبور متوجه حريم و الا گشت .
هامش
( 1 ) - مأخوذ از آيهء 27 سورهء حج :وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ( 2 ) - يعنى شهاب الدين شاه جهان كه در 1037 بر تخت نشست و در سال 1068 از سلطنت بر كنار شد و هشت سال بعد درگذشت . اما ظاهرا درين جا منظور همان شايعهء مرگ شاه جهان است كه پسران وى من جمله مرادبخش را به تكاپو واداشته است .