نامه « 1 » شاه عباس ثانى به سلطان محمد چهارم
انامل تقديم محمدت قديمى گنجينهء مقالى تواند بود كه مانند انفاس جديده كه بر سبيل تعاقب دعائم كاخ وجود انسان خاكى بنيان مىگردد ، دولت اخلاف سلاطين و الا مقام را بعد از رحلت اسلاف كرام منشا انتظام و نظام مهام انام مىگرداند و نسيم ثناى معلاى مالك الملكى پردهء اختفا و نقاب خفا از جمال مخدرات ازهار اظهار مطالب تواند گشود كه نص هستى اعقاب پادشاهان سلطنت قباب را بر خاتم فرمانروايى آباى عظام مىنشاند و روايح جهانبخش گلهاى محمدى حديقهء نعمت سرورى ، مهر خاموشى از زبان بيان عندليب خوش الحانى خامهء داستان طراز تواند برداشت كه به رشتهء شناسايى يكتاى بىهمتا گلدسته بند مذاهب مختلفه گردد و تتق تباين از چهرهء آراى شتى به زبر دستى معجزات باهرات كشيده صلوات الله عليه و على ابن عمه و اخيه ، اسد الله الغالب ، غالب كل غالب و مطلوب كل طالب ، مظهر العجايب و مفرق الكتائب ، امير المومنين ، امام المتقين ، يعسوب الدين على بن ابى طالب و آله و اصحابه اجمعين الى يوم الدين .
بعد از طى طريق محمدت جناب كبريا و بسط بساط نعمت سيد انبيا ، بر مرآت ضمير قدسى تخمير پادشاه و الا جاه اسلام پناه ( بالقابه ) منطبع مىگرداند كه در گلشن امكان و حديقهء كن فكان كه ملال و شادمانى و اندوه و كامرانى چون گلهاى رعنا از شاخسار زندگانى با هم شكفته و شدت و رخا مانند بادام دو مغز در آغوش هم خفته . به مقتضاى حكم محتوم قضا و فحواى حكمت بالغهء خالق ارض و سما برگ ريز هر خزانى فراش راه سلطان بهارى و گريهء هر سحابى شاهدان چمن را
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در منشآت : « مكتوبى كه مصحوب كلبعلى سلطان به خواندگار روم نوشته »