تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
عامره تنخواه كنند و يك لك روپيه مرصع آلات و دولك و پنجاه روپيهء ديگر تنسوقات و پنج هزار پارچه امتعهء نفيسهء ممالك محروسه به رسم ارمغانى ارسال يافت » . درين كتاب متن نامهء شاه جهان نيز آمده است . خافى خان در منتخب اللباب ميزان هداياى شاه جهان را « جواهرات و امتعهء مرصع به قيمت صد و پنجاه هزار روپيه و پارچه‌هاى نفيس بافتهء كشمير و بنگال و احمد آباد به ارزش دويست هزار روپيه ، نوشته است . همانطور كه گذشت ، ظاهرا غرض او از فرستادن اين سفير كه از مردم متشخص هند و صاحب منصب سه هزارى بود بيان تسليت مرگ شاه صفى و تهنيت جلوس شاه عباس ثانى بود . اما باطنا جهت اظهار اين مطلب بود كه اگر على مردان خان قندهار را به دست فرستادگان پادشاه گوركانى هند داده از ترس جان خويش در قبال حاسدان و غرض ورزان بوده نه جاه طلبى و آزمندى . ضمنا شاه جهان درين نامه خواستار آن شده بود كه به محمد على فرزند ارشد على مردان خان اجازه داده شود تا نزد پدر خويش به هند رود . پر واضح است كه اين امر يك نيرنگ سياسى و ديپلوماتيك بود . زيرا اجازهء شاه عباس ثانى تلويحا به رسميت شناختن الحاق قندهار به سرزمين گوركانيان هند بود . هنوز جان نثار خان به اصفهان نرسيده بود كه پادشاه هند دو نفر ديگر را به نامهاى ارسلان بيك و مير عزيز به عنوان فرستادگان سياسى به ايران فرستاد . شاه عباس ثانى ، همين كه جان نثار خان وارد ايران شد ، ميرزا محسن اصفهانى را به سمت مهماندارى برگزيد و او را با « مبلغى خطير به جهت اخراجات ايلچى و توابع و لواحق و اسب تازى بازين و لجام و يراق و خلاع فاخره » به استقبال فرستاد . ميرزا محسن از طريق يزد به راه افتاد و در طبس به سفيران هند رسيد و به اتفاق ارسلان بيك و جان نثار خان به اصفهان در آمد ( 5 ذى الحجه سال 1056 ه . ق جان نثار خان و ديگر فرستادگان دربار هند ، چند روز بعد ، در روز عيد قربان ، به حضور شاه صفوى رسيدند . جان نثار خان هدايا را تقديم داشت و ارسلان بيك نيز ز جانب مخدوم خويش شمشيرى مرصع به الماس و جواهرات گرانبها به شاه صفوى پيشكش نمود . مير عزيز نامه‌اى همراه داشت براى ندر محمد خان امير ازبك كه پس از نوميدى از باز پس گرفتن بلخ از دست سپاهيان هند به ايران پناهنده شده بود . اما شاه عباس ثانى صلاح ندانست كه آن نامه به ندر محمد خان داده
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 92 | عبد الحسين نوائى