روابط ايران با هندوستان
اقدام زشت على مردان خان « 1 » پسر گنجعلى خان زيگ در واگذارى قندهار به شاه جهان پادشاه گوركانى هند موجب سردى و درستتر بگوييم قطع روابط ايران و هند شد . به طورى كه چند سال بين دو دولت ايران و هند نه سفيرى رفت و آمد كرد و نه نامهاى مبادله شد . تا اين كه در سال 1056 شاه جهان اين سكوت و سردى را به يك سو نهاد و سفيرى به نام جان نثار خان به ايران فرستاد . در اين خصوص محمد صالح كنبو در كتاب « عمل صالح » كه به شاه جهان نامه نيز شهرت دارد چنين آورده است :
« هر چند ابواب مكاتبت و مراسلت از رهگذر بىروشى و انديشههاى بىجاى شاه صفى مسدود شده بود ، با وجود كمال استغنا و بىنيازى ، به مقتضاى مروت ، نخواستند كه سلسلهء دوستى قديم اين دو دودمان عالىشان يكبارگى گسيخته شود ، لاجرم هجدهم صفر جان نثار خان را به عنايت خلعت مرصع و دو اسب عالى نژاد با ساز طلا و فيل سربلند ساخته با گرامى نامه متضمن مراسم تعزيت شاه صفى و تهنيت جلوس داراى حال ، شاه عباس كه به نام جد خود مسمى است و به امر اشرف ، سعد الله خان انشا نموده بود رخصت ايران نمودند و حكم شد كه متكفلان مهمات سر كار گردون آثار طلب دو سالهء او و همراهان او نقد از خزانهء
هامش
( 1 ) - در خصوص على مردان خان و علت وحشت وى از شاه صفى و التجاى وى به شاه جهان ، رجوع شود به شرح زندگانى شاه صفى در همين كتاب و ديگر مراجع .