ديگر آن كه چند نفر كلمه چى كه از جانب ايلچى انگليس . . .
ديگر هر كس به رضاى خود ملازم مردم انگليس شود ، از هر طبقه ، و مواجب و مرسوم از ايشان گيرد احدى مزاحم نشود .
ديگر اگر از جانب ولايت روم يا جاى ديگر مردم انگليس را به اسيرى بياورند . . .
ديگر در شهر كه مردم انگليس باشند و احدى از ايشان فوت شود . . .
ديگر اگر احدى از مردم انگليس در ممالك محروسه كدخدايى اختيار نموده دختران نصارى . . .
ديگر متاعى كه مردم انگليس به ممالك محروسه آورند و از ممالك محروسه به ممالك فرنگ و هر جا كه خواهند برد . . .
ديگر اگر ميان مسلمانان و مردم انگليس در داد و ستد معاملات قضاياى جزئيه روى نمايد . . .
ديگر هر متاعى كه مردم انگليس به ممالك محروسه آورند و در ممالك محروسه به مدعاى ايشان فروخته نشود . . .
در قلم آيد كه مضامين آن ابد الدهر در ميانهء اين دو سلسله باقى بوده خلاف آن از سپاهى و رعيت و تجار و سوداگران و ساير مردم ما و ايشان به عمل نيايد . نواب كامياب ما نيز حسب الاستدعا شروط مذكور را اذعان فرموده مقرر داشتيم كه بيگلربيگيان عظام و امرا و احكام كرام و وزرا و عمال ذوى الاحترام و داروغگان و ملك التجار و قافله باشيان و ساير مباشران مهمات ديوانى ممالك محروسهء شاهى و قلمرو همايون شروط مذكور را كه در ميانهء نواب كامياب همايون ما و عالى جناب پادشاه والاجاه فرمانرواى ممالك انگليس وقوع يافته منظور داشته از مدلول آن در نگذرند و در كل مواد لوازم محبت و دوستى مرعى و مسلوك داشته امورى كه مغاير اتحاد و يگانگى است معمول نداشته بدين قاعده عمل نمايند و در ترفيه احوال اين طبقه كه از عباد الهى و آفريدهء پروردگار عالمياناند كوشيده خلاف كنندهء اين مضامين را مورد عتاب و خطاب پادشاهانه شناسند . از جوانب برين جمله روند و هر ساله به حكم و تأكيد مجدد محتاج ندانند و چون به مهر مهر آثار اشرف اقدس اعلى مزين و محلى گردد اعتماد نمايند و درين باب قدغن دانند .
تحريرا فى غرة شهر رمضان المبارك سنة ست و عشرين و الف « 1 »
هامش
( 1 ) مجموعهء خطى 5032 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى .