سواد مكتوب سلطان اعظم امير تيمور گوركان كه بمرتضاى اعظم سلطان السادات عرب و عجم سيد على كيا گيلانى نوشته « 1 » تيمور گوركان سيوزميز
[ امير اعظم « 2 » ] سيد على كيا بتحيات و رأفات فراوان مخصوص بوده همگى همت همايون [ مارا « 3 » ] بر تمهيد قواعد اشفاق و سلوك [ اوضاع بر نهج « 4 » ] وفاق مقصور شناسد .
اما بعد معلوم دارد كه چون ارسال رسل و رسايل در زمان موافقت و هم در زمان مخالفت سنت حضرت جل و علاست كه جهت تحصيل قبول اطاعت و التزام حجت وارد مىشده بنا بر متابعت سنت الهى كيفيت نوشته مىشود . چون او در بدايت حال طريقهء متابعت و مطاوعت مسلوك مىداشت ، حضرت ما را دربارهء او نظر عنايت و شفقت با على معارج كمال حاصل بود . بىموجبى در باب ثلم بنيان انقياد و امتثال اوامر ، آثار مخالفت بظهور رسانيد و سببى كه باعث برين معنى تواند بود معلوم نشد . البته استماع افتاده شد كه نوبت آخر ، چون رايات همايون بصوب ممالك ايران نهضت نمود ، در آن عزيمت ، بميامن عنايت الهى ، تدارك حال جماعتى معاندان و متمردان بچه صورت دست داد و ملك عز الدين [ لر ] « 5 » و [ پادشاه « 6 » ] احمد و ديگر ملوك كردستان و امراء شروان و شكى و ملك بقراط و الى تفليس كه هر يك [ طريقهء مخالفت « 7 » ] ورزيدند و خلاف فرمان جهان مطاع حضرت پادشاه اسلام خلد اللّه ملكه و سلطانه بجاى آورده از جادهء مطاوعت انحراف نمودند ، بچه نوع تأديب و تعريك يافتند . چون رايات
هامش
( 1 ) - اين نامه نيز در همان شماره مجلهء ارمغان آمده تحت عنوان : « مكتوب ديگر از امير تيمور نزد سيد على كيا پادشاه مازندران » و اين عنوان جديد است
( 2 ) - فقط در ارمغان
( 3 ) - ايضا
( 4 ) - ارمغان : [ او برمنهج ]
( 5 ) - ارمغان : كرد
( 6 ) - ارمغان ، ندارد
( 7 ) - ارمغان : [ مخالفتى ]