يكى را سعد گردون كرده معمور * يكى را بخت ميمون بوده معمار
ز چوب طوبى اين را بام و در بود * ز خاك جنت آن را كرده ديوار
بطالعى فرخنده آثار و بساعتى مسعود الأنظار ، نزول و استقرار و تمّكن و قرار اختيار نمود و از اطراف ممالك عجم و اكناف اماكن امم ، ملوك و حكام عالى مقام و امرا و سپاه بهرام انتقام مبادرت بالتثام عتبهء سدره التيام نموده به اين نواى ملاطفت اقتضار طب اللسان بودند كه .
ما آب روانيم و تويى چشمهء حيوان * جوياى توئيم از همه سو رو به تو داريم
و چون سابقا و لاحقا تمامى اهل اللّه و خواص عباد اللّه ، از سادات و اشراف و علما و افاضل اطراف و مشايخ و اهالى حقيقت اتصاف و اعيان كريم الاوصاف - هميشه گاه و بيگاه از درگاه آله ، اين دعاى اجابت اقتضاى
« ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
« 1 » در خواه مىگردانند و ناگاه باقتضاء داعيهء دلخواه از شفاة اهل كشف و انتباه ، آيت سعادت سرايت
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ »
« 2 » بمسامع مجامع منتظران فضل آله رسيد و بشكرانهء اين نعمت جليل يزدانى و تقرير سرير سلطانى ، استيفاى لوازم مسّرت و شادمانى و استقراء مراسم مدحت و ثناخوانى نمودند كه
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ »
« 3 » ، اكنون بميامن توجه همم عليهء حضرت خداوندگارى ، در تقديم شكر و سپاسگزارى پروردگارى ، از صميم جنان بلكه بجميع جوارح
هامش
( 1 ) - سورة البقره 248
( 2 ) - ايضا 249
( 3 ) - سورة الاعراف 41