تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
مرد همت باش تا جاهت دهند * در يكى دم ملك صد شاهت دهند
و درين ولا كه جهت تجديد و تمهيد معذرت و شكرگزارى الطاف عميمه و منّت پذيرى نعم جسيمه صحايف اخلاص و صفايح اختصاص را بارقام عرض و و اعلام و سوانح فتوحات و بسط لوايح حالات و تأييدات موشى و موشح داشتن لازم نمود هر آينه مصور ضمير مهر تنوير و محرّر كلك مخالصت تصوير مىگردد كه چون جهت استقامت قوانين سلطنت و استدامت مبانى جهاندارى و مكنت همواره توجه همت گردون رفعت آن حضرت خلافت منزلت را مدار استحصال آمال و مناط استكمال سعادت حال و مآب مىداند ، درين اوقات كه در مراياى خلوص عقايد ، رخسار سار فتح مبين مشهود شد و حالت انهزام و استيصال اعداى دولت و دين باتم وجهى مرصود گشت و استقرار بمقر سرير سلطانى در دار السلطنهء تبريز از لطف متيسر ميسر و عنايت مقدّر مقدر آمد و از روى حقيقت و تحقيق و بمقتضى تأييد و توفيق اكنون عرصهء خلافت آن حضرت بلحوق ايالت اين ولايت اتساع ملكت اسكندرى پذيرفت و تمامى ممالك عجم و كشور ايران از لمعان اشراق خاطر خورشيد مآثر آن حضرت عطوفت شعار ، بتسخير عساكر معدلت و دين‌پرورى تأليف و جمعيت تمامى بصيت نصفت و دادگسترى گرفت و در منازل دلپذير و مساكن روح تصوير حضرت قدسى منزلت ، جد صاحبقران ، سلطان حسن جنت مكان و عم فردوس آشيان ثانى رستم دستان .
چو برگشت بخت از خداوند جاه * اگر رستم است افتد آخر بچاه
كه در خطهء بهشت آساى تبريز بود ، بىتكلف آن مواطن جنت‌آسا و منازل فرح بخش دلگشا :