تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
« ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
« 1 » و مع هذا چون درين اوقات اخبار توجه مواكب نصرت شعار ، با بعض اقطار ديار آذربايجان ، بعزم شكار استماع نموده ، مجال اقدام برين امر بىعاقبت و انجام متسع يافته ، از مؤداى
اذا رأيت ثغور الليث بارزة * فلا تظنن ان الليث يبتسم « 2 »
ذهول يافته و جمعى كه بموجب فرمان همايون ما در سلك اطاعت او درآمده بودند ، بخدعه و تلبيس نزد خود برده و شريك شقاوت ساخته و گروهى مدبر را كه از تدبر در عواقب امور محروم بوده‌اند ، در طريق خسران رفيق خذلان خود نموده و دست شيطنت محفوف بزّى لياس سلطنت گردانيده ، بنشر ظلم و عدوان و نهب اموال مسلمانان دراز كرد و مورد آيت
« الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ
« 3 »
ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ »
[ گرديد ؟ « 4 » ] چون بعد از معاودت از شكار ، نزول اجلال در دار السلطنهء تبريز واقع شد ، منهيان اخبار مسامع اصغا را ازين معنى انباء و اخبار نمودند . از آنجا كه اقتضاء قهرمان سلطنت و صولت و جلالت است ، على الفور جهت عزم بدفع طغاة كالصوم و الصلاة از مفترضات دانسته ، در اوائل رمضان حسبنا اللّه لمن بغى علينا گويان اگرچه فرصت تجهيز بلشكر اطراف جهت تنگى [ وقت ؟ « 5 » ] محال بود .
سيكفينى الآله و حدّ سيفى * لذى الهيجاء يحسبه شهابا
را ملحوظ نظر نيت بلند همت نمود و به رسيدن عساكر نصرت شعار و لشكريان حدود و اقطار توقف ننمود و با جمعى از خدّام بهرام انتقام كه هماره ملازم ركاب
هامش
( 1 ) - سورة الانفال 55 ( 2 ) - بيت از متنبى است . اسدى گويد :نبايد شد از خندهء شه دلير * نه خنده است دندان نمودن ز شير( 3 ) - سورة البقرة 25 ( 4 ) - ظاهرا اينجا يك يا چند كلمه افتاده ، شايد هم : گشته ( 5 ) - اين كلمه در متن نيست .