رشحات ارقام اقدام اقلام عنبر فام جناب فرزند بجان پيوند بىمانند ارجمند ، خلد اللّه ملكه و عمره فى اكتساب المرادات و حصول السعادات ، [ كنشر العطر فاح بكل قطر كدارى عصر كل دار « 1 » ] ، بل چون صحت بمحموم و بهجت بهموم .
رسيد و ديدهء مرمود را مكحل كرد * نهاد بر دل مجروح خسته صد مرهم
بياض آن چو ضمير موحدان روشن * سواد آن چو سر زلف دلبران پر خم
دل رنجور و ديدهء مهجور را قوت و قوت و صحت و قدرت داد
« وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ
« 2 »
»
دعاى بىريا معبا ، در كسوت صفا هم مجاوره مسيحا اتحاف مىرود .
اما حديث الشوق فقد جل عمرو عن الطوق .
چه نويسم كه دل از دست فراقت چه كشيد * يا ز ناديدنت اين ديدهء غمديده چه ديد
خواستم حال فراقت بقلم شرح دهم * حال دل در قلم آمد ، ز قلم خون بچكيد
استكشاف مجارى حالات كه كرده بود ، اگر شمهاى از حكايت نكايت گردش گردون و چرخ بوقلمون قلمى شود ، فرياد برآيد ز دل هر كه بخواند .
واقعى حال آنكه چون بر مقتضى قهر قهرمان جبروت ، صبيحهء يوم السبت سنهء ثمان و ثمانين و سبعمايه ، رايات جهانگشاى و اعلام عالم آراى حضرت امير كلان ، شهريار جهان ، قطب الدنيا و الدين ، امير تيمور گوركان ، زينه اللّه تعالى فى خلود - السلطنه بالعدل و الاحسان ، بمملكت لرستان « 3 » رسيد و حضرت مخدوم مملكت پناه ، پناه اهل اللّه ، شهريار ممالك اسلام ، خلد اللّه تعالى ملكه ، عز الانام « 4 » را با متعلقان و فرزندان بأسرها در قيد اسر و خذلان كشيد و هر چند اين ضعيف ، با خدم و حشم و متعلقان ، از تلاطم امواج آن درياى بىپايان و تراكم افواج آن دليران جهان ، بكران
هامش
( 1 ) - تصحيح اين قسمت كه به نظر مىآيد رويهم يك بيت شعر باشد به علت مغلوط بودن نسخ ممكن نشد
( 2 ) - سورهء مطففين 26
( 3 ) - در نسخهءSup . 1815چنان كه اشاره شده « كردستان » آمده ولى صحيح همان « لرستان » است كه مركز حكمرانى ملك عز الدين لر بوده
( 4 ) - اشاره بملك عز الدين است .