« من انشاء واحد من السلاطين الى اعدل الولاة نصرة الدنيا و الدين شاه يحيى فى استيلاء الوالى المستولى عليهما و هو السلطان الاعظم مولى جبابرة العرب و اكاسرة العجم قطب الدنيا و الدين امير تيمور گوركان انار الله براهينهم جوابا لكتابه الشريف و خطابه المنيف » « 1 »
هر چند نويسندهء اين نامه معلوم نيست ولى گيرندهء آن معلوم و مشهور است . اين نامه شرح حملهء امير تيمور است به ملك عز الدين حكمران لرستان ، در سال 788 هجرى برابر با 1386 ميلادى . اينست عبارت ظفر نامه شرف الدين على يزدى يا تاريخ فتوحات تيمور درين مورد :
« حكايت ملك عز الدين كه حاكم لر كوچك بود و بد كردارى و راهزنى كه آن طايفهء بيباك مىكردند بمسامع عليه رسانيدند . . . همت عالى نهمت اقتضاى آن كرد كه بصاعقهء سياست خرمن مكنت و اقتدار آن اشرار سوخته ، خار فساد و بيداد ايشان از راه مسلمانان برخيزد . . . با آن سپاه مرتب مكمل متوجه صوب لرستان گشته ، بتعجيل هر چه تمامتر براند و بعد از وصول بفرمود تا وروجرد و حوالى آن غارت كردند و خرم آباد را كه حصن حصين و پناهگاه متمردان و قطاع الطريق آن سرزمين بود مسخر كرده به كلى ويران ساختند و اكثر آن دزدان را بدست آورده از سر كوهها فرو انداختند » . اين ملك عز الدين حاكم لرستان همان است كه شاه شجاع كمى پيش از مرگ خود ، دختر وى را بزنى گرفت و مولانا سعد الدين انسى او را عقد نمود . ( رجوع شود به تاريخ آل مظفر محمود كتبى )
روزى كه ز تو سلام آيد ما را * آن روز فلك غلام آيد ما را
هامش
( 1 ) - عنوان اين نامه در يكى از نسخ يعنى نسخهءSup . 1825كتابخانه پاريس چنين است . اما در نسخهء ديگر يعنىSup . 1815همان كتابخانه ، پس از ذكر « نامهاى از سلطان احمد بقرايوسف » نوشته شده :
« اين مكتوب را در محل كه حضرت صاحبقرانى ملك عز الدين و اتباع [ او ] را گرفته بود در كردستان نوشته . »