تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
و اين تحيت در اول شهر ربيع الآخر سنهء تسعين و سبعمائه بقلم آمد ، در هنگامى كه به حمد اللّه تعالى جريان مصالح اين مخلص قديمى بر نهج مرام و ورود وفود فضل ربانى بر دوام و اخبار سكون و استقامت « 1 » از اقاصى اطراف مملكت متواصل و آثار نجاح از چهرهء اولياء دولت متبادر .
« فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ ، رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 2 »
»
كه از هنگام دفع و انهزام برادر بد سرانجام حسين ، چنانچه مسموع شريف آن عالى مقام شده ، جميع امراء آذربايجان و عراقين و كردستان و لورستان و طائفهء گرج در كمال انقياد و التيام آمد . اگر چه خروج تيمور مقهور در السنهء عوام مشهور است و مردم ماوراء النهر از فتور ظلم بىاندازه‌اش سرگشته و مهجور ، لكن اميد واثق و امل صادق از كريم متعال و خداى لايزال آن است كه از بركات اعتضاد و استظهار آن سلطان الغزاة دفع شر و رطغاة و بغاة از سر روزگار مؤمنين و مؤمنات به ايسر وجوه ميسر باد . فهو ميسر المراد . و ظهور اين فضيلت را از يمن وفاق آن مجلس شناخته مىآيد و اين مواهب جسيمه ثمرهء موالات آن جناب كريم دانسته مىشود . مصرع تا جهان است در ترقى باد . مدتى بود كه ورود رسول فرخ پيام كمتر اتفاق مىافتاد و تراخى آن را بر بعد بودن حمل كرده ، ائتلاف ارواح برقرار رسوخ اعتقاد در كمال و اتحاد و يكجهتى افزون و دل بر قانون قديم به هوا و ولامشحون ، و زبان بر سنت معتاد به حمد و ثنا دائر و ديده بر راه انتظار وفا ناظر بود كه ناگاه قاصد فرخنده قدم و مبشر عيسى دم ، عمدة الاماجد - و الاكارم ، چاوش صاحب هوش ، بنامهء نامى مكرم و ختامهء گرامى مختم در رسيد و از كمال ذكاى طينت و فرط نقاى سيرت ، در معرفت دقايق خدمت ملوك و شرايط اداى رسالت از امثال و اقران سبقت نموده ، مجلس سعادت انيس را بجواهر معرفت مزين و محلى گردانيد و عنبرينهء محبت فزا را به دو دست گرفته ، چنانچه آيين امانت داريست
هامش
( 1 ) - متن : استنامت ( 2 ) - سورهء الجاثيه 35 - 36
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 29 | عبد الحسين نوائى