تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
نصرهم اللّه و ايدهم ، دو فرسخى محميهء قونيه با اعلام ظفر نگار بكارزار مهيا شديم و مشير اكرم ، وزير اعظم ، على پاشا دامت معاليه را مقدمة الجيش نموده ، موقوف فرصت بوديم كه على بك ولد قرمان نيز از مقابله بمقاتله شروع كرد و چپ و راستش را از طور غوديان و رساغيان و اتراك بىسر و پا و اوباشان زشت ادا انبوه ساخته بگاودوالى مشغول شد . در حال وزير اعظم ، كه طلايهء لشكر محتشم بود ، گرز و كوپال از اعداى بد حال دريغ نداشت و چون نوبت بيمين الدوله تيمورتاش پاشا دام علوه امير الامراء روم ايلى رسيد ، او نيز در باب كوشش دقيقه‌اى فوت نكرده ، داد مردى داد و از جانب يسار بيگلر بيگى اناطولى صاروجه پاشا ، دام اقباله ، ديگر توقف ننموده ، دمار از روزگار اعداى بدكار درآورد و چون على بك چپ و راستش را متفرق و منكسر يافت ، با سناجق نگونسارش خواست كه هجوم بقلب همايون كند . در حال ، فرزند دولت يار نصرت شعار ، يلدرم بايزيد خان ، زاد اللّه عمره و رفع قدره ، با تيغ چون برق درخشان بفرق دشمنان در رسيد و بيك حملهء شاهانه مغلوب و منكسر گردانيده تا داخل قلعهء قونيه در پيش تاخت و چون دشمن منهزم و منكوب بحصار گريخت ، غزاة سعادت آيات بغنايم بيشمار فايز گشتند و فرمان نموديم كه امرا و اجناد ، اطراف قلعه را محاصره نمايند . در حال على بك مزبور ، زبان تضرع دراز ساخت و دست تشفع باذيال قرابت مآب مرحمت نصاب ما محكم كرده ، لابه و عذرخواهى آغاز نهاد و ما نيز بفحواى « ارحموا عزيز قوم ذل » از سر جرم او گذشته ، باز آن ولايت را به او ارزانى داشتيم و ، در صلوات خمسه
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا
« 1 »
»
گويان ، بمقر سلطنت مراجعت نموده ، اين بشارت نامه را مصحوب عمدة الأماجد و الأكارم ، عبد الكريم چاوش ، زيد قدره ، بجناب نعم المآب فرستاديم تا از احوال خبير بوده ، سوانح حالات اين جانب را نيز اعلام بخشند كه متسلى الخاطر گردد . لايزال گردش ايام و ليال بر وفق مرام آن شهريار فرخ فال دائر و سائر باد . بلطف اللّه الملك الجواد « 2 »
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف 41 ( 2 ) - منشآت فريدون بيك جلد اول ص 112 - 111