لاجرم مصالح دين بواسطهء اين نصر مبين مقرر شد و عرصهء اين خطه بزيور سكه و خطبه محلى گشت .
چون اين فتح ميمون كه بالحقيقه قوت دين و قرت چشم مؤمنين است و نوباوهء باغ دولت و ميوهء حديقهء سعادت و مقدمهء قضيهء اقبال و نتيجهء فضل ذو الجلال ميسر شد ، واجب ديد كه تحقيق اين حال و تصديق اين مقال بسامى جناب عظمت پناهى سلطنت دستگاهى ، حضرت ابوى جهانشاه « 1 » ، خلد اللّه بسطته و ابد سلطنته ، كه مبداء عواطف و منشأ لطايف است باز نموده شود و كيفيت اين فتح همايون كه نمونهء الطاف الهى و مزيت اعطاف پادشاهى است اعلام كرده ، فخاصة كه در ما بين جانبين ازدياد مصافات و اتحاد موالات در آن مثابه است كه فتح و ظفر اين جانبى ، فتح و ظفر آن جانبى است و بالعكس .
اين صحيفهء فرخنده فال [ كه ] تاسع عشر شوال در قلم آمد ، مصحوب عمدة الاعاظم و الاقران عبد الصمد رجعه اللّه سالما بدان جهت روانه كرده تا جانب عزيز بعد از آنكه ازين محب سلام و تحيت قبول فرمايند و التفات خاطر و نگرانى دل و نزاع ضمير متوافر شناسند ، همين مأمول كه از صحت و سلامت و چگونگى حالت آگاهى فرمايند كه موجب مسرت و مستدعى غبطت باشد .
دولت در جهانى بعز و كامرانى در تزايد و تضاعف باد ، برب العباد « 2 »
هامش
( 1 ) - كلمات ( ( حضرت ابوى جهانشاه ) ) در متن بعد از ( ( مقدمهء قضيهء اقبال ) ) و قبل از ( ( و نتيجه فضل ذو الجلال ) ) قرار داد ولى به نظر ميآيد كه متن مشوش باشد . زيرا اين كلمات در آنجا به كلى زائد است و جاى مناسب همان است كه منظور گرديده .
( 2 ) منشآت فريدون بيك جلد اول ص 248 - 244