و سر سرور آن مخاذيل كه تكفور بود زير سم سمند بغلطانيدند و يكايك به مالك دوزخ سپردند
« كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ
« 1 »
»
در هاويهء عدم فرو رفتند . غازيان دست غارت بخانمان و اموال و اطفال ايشان زدند و از ذكور و اناث هر كه زنده ماند در سلسلهء رقيت كشيدند و از خزاين و دفاين و عروض و اقمشه ، هر چه هست تالان كردند و نور
« وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ - الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ
« 2 »
»
بر سيماى روزگار اهل ايمان لامع گشت و زمزمهء
بشراك يا قلب بالمقصود و الارب * ادركت ما تبتغى كلا بلا نصب
گويان ، چون قطرهء غيث در دهان عطشان روان شد . لله الحمد على هذه المنن السنية و النعم الهنية ، حمدا يشيد بنيان الجلال و يؤيد اركان الآمال كه قوانين منسوخ اهل طغيان با سوانح شرع اهل ايمان فرو مانده و كوس شرع محمدى بر منارهاى ناقوس زدنى آوازهء تكبير و تهليل برداشته و معابد عبدهء اوثان مساجد اهل ايمان ساخته
از سعى ما بجاى صليب و كليسيا * در دار كفر مسجد و محراب و منبرست « 3 »
آنجا كه بود نعره و فرياد مشركان * اكنون خروش نغمهء اللّه اكبر است
هامش
( 1 ) - سورة يونس 25
( 2 ) - تعداد اسرا را بين 50 تا 60 هزار نوشتهاند و تعداد مقتولين را چهل هزار . سه روز شهر مورد تاراج قرار داشت .
( 3 ) - اشاره به تبديل كليساها به مسجد است و ابتداى اين امر ازين جا بود كه وقتى سلطان محمد كليساى اياصوفيه را بر اثر حمله و تاراج درهم - ريخته ديد دريغش آمد كه آنهمه هنر و جلال از بين برود و همانجا تصميم گرفت كه كليسا را نگهدارد و به صورت مسجد درآورد . فورا يكى از روحانيون را فرا خواند تا از فراز منبر نصارى اصول اسلام را بيان كند و گويند سلطان خود در محراب كليسا ايستاده نماز گزارد و بدين ترتيب بزرگترين كليساى شرق كه كنستانتين كبير آن را ساخته بود مسجد مسلمانان گرديد و تركان كه نخست يك مناره و بعدها از 1570 تا 1580 ( 978 تا 988 ه ) سه منارهء ديگر بر آن افزودند نام عيسوى آن بنا را تقريبا همچنان نگهداشتند .