نهاد ، عنان عزم بدان صوب موجه داشته و اعلام فرصت نگار نصرت آثار دام منصورا چون منشور سماوى نشور يافته ،
و جبت العقاب كجوب العقاب * و سرت النقاب كسير السحاب
و سرهنگان دريا
« فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها
« 1 »
»
بادبان برداشتند و بر كشتيهاى كارزار
« وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ
« 2 »
»
بنشستند و سنجقهاى فتح آثار برافراشتند و بدان جهت راندند . روز جمعه كه بيست و ششم ماه مذكور بود ، از هر جانب چون دائرهء نه حصار افلاك كه محيط مغاك مركز خاك است ، گردا - گرد آن محصنه نزول و محاصره كرده و با جميع ادوات حروب كه در باب قلعهگيرى و درگشائى به دو اعتماد هست ، چون طوپهاى گران كه مهابت صعقهء آن آيت
« فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
« 3 »
»
بخواند و در مقاومت سنگهايش كوه البرز و الوند عجز نمايد و تفنگهاى بىكران كه اجزاء حصبات آن به چشم مشركان از آيت
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 4 »
»
خبر دهد و منجنيقهاى عظام از آسمان قضا
« وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً
« 5 »
»
بر سر ايشان سنگ ميبارند و ملجوز « 6 » هاى معلايى كه
« كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ
« 7 »
»
آفتهاى گوناگون مىنمايد و نقبهاى ژرف كه در غور زمين
هامش
( 1 ) - سورة يونس 23
( 2 ) - سورة الرحمن 24
( 3 ) - سورة الزمر 68
( 4 ) - سورة الأنفال
( 5 ) - سورة الحجر
( 6 ) - اين كلمه دو بار در ظفر نامهء شرف الدين على يزدى به صورت ملجور ( ؟ ) آمده و از سياق عبارات آن كتاب به نظر ميآيد كه بناى موقتى برج مانند و بلندى بوده كه از آنجا قلعهء دشمن را سركوب مىكردند . اينست عين عبارت ظفرنامه ( فصل حمله بگرجستان بعد از جنگ با ايلدرم بايزيد ) :
( ( منجنيق و عراده و قرابغرا متعدد راست كردند و حكم شد كه در مقابل پشت قلعه كه محل نزول همايون بود ، ملجور از سنگ و چوب بسازند و چنان برآورند كه مشرف باشد بر قلعه . . . . ) ) و باز بعد از جنگ در همين محل مينويسد : ( ( بر حسب فرمان منجنيقها و عرادهها و ملجور را كه برآورده بودند آتش زدند . ) )
( 7 ) - سورة البقرة 18