جون فكرهاى نقل انديش و دوربين از اسفل سافلين مايهء درخت قرار ايشان بركند و ايشان ، دمرهم اللّه حيث ما كانوا ، همچون ديوان و اهرمنان راز هر طايفهاى از طوايف افرنجان و رومان و بلغاران و ارناودان « 1 » و چركسان ، فى الجمله هر نوعى از زمرهء شياطين انس كه اندرش بودند ، بر سر برج و بارو درآمدند . قدر اندازان و قضا دوزان با هر آلت مقابله و مقاتله نمودند . شب و روز ، پنجاه و چهار روز محاربه و مجادله رفت .
بعناية اللّه تعالى اكثر برجهاى حصين و باروهاى متين برانداخته شد . چون از كوس و صور رايات منصوره آوازهء
« وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً
« 2 »
»
برآمد و به گوش هوش اهل اسلام صداى
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ
« 3 »
»
در رسيد ، معتصمين بحبل الملك العلام و متمسكين بفضل ذى الجلال و الاكرام ، روز بيستم ماه جمادى الاولى كه صبح صادق روز سه شنبه بود ، يكباره از خشك « 4 » و دريا ، همچون نجوم سماء رجوما للشياطين هجوم نموده و نبرد عظيم از هر دو طرف برخاست . مشركان ، دمرهم اللّه ، چندان كه مدافعت نمودند ، ممانعت نتوانستند ، در همان ساعت كه :
الشمس من مشرقها قدبدت * مشرقة ليس لها حاجب
« سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ
« 5 »
»
بر سيماء شوكت ايشان پديد آمد و از شعلهء دولت قاهره مانند خفاش صورت پريشانى بر ايشان ظهور يافت و باد صولت باهره كه بر صورت
« إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ
« 6 »
»
جلوه نموده ، بر خرمن جمعيت اعداء دين چون وزيدن گرفت ، كشتكار اعمار آن ملاعين
« كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ
« 7 »
»
كرد و دود از دودمانشان بر اوج آسمان پيوست و هر يكى از فراعنهء اهل بغى مصرا و مستكبرا علف تير و شمشير غازيان گشت
هامش
( 1 ) - يعنىArnaute Arnaouteنامى كه تركها بمردم ناحيهء آلبانى داده بودند و بعدها بر كليهء افراد سركش و پرجوش و خروش اطلاق مىگرديد .
( 2 ) - سورة الفتح 3
( 3 ) - سورة الفتح 4
( 4 ) - ظاهرا : خشكى
( 5 ) - سورة القمر 45
( 6 ) - سورة البقرة 268
( 7 ) - سورة الفيل 5