تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

« من انشاء سلطان احمد بغدادى » « 1 »

بخدائى كه روز حشر دهد * هر عمل را جزا باستحقاق
كه دل خستهء من است عظيم * بجمال مباركت مشتاق
علم اللّه سبحانه و تعالى
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
كه نيازمندى بدريافت ملتقاى كريم حضرت فرزندى ارجمندى خلد اللّه دولته و ابد حشمته جلالا يوسفا نه در آن مرتبه عروج يافته كه شمه‌اى از آن بيان توان نمود ، لاجرم در آن باب خوض نمىنمايد و مىنمايد كه :
نميكنم صفت اشتياق آن فرزند * چو اعتقاد نكوخواه خويش ميداند
و چون ضمير منير گيتىگشاى جهان‌نماى واقف احوال است ، بزيادتى مصدع نميگردد و حقا كه از فرستادن جناب امير الامراء مفخر الأمناء جمال الملة و الدين قرايوسف تسلى تمام حاصل شد و انواع بهجت و شادمانى و سعادت و كامرانى روى نمود ؛ اما ديدهء انتظار بر شاهراه اميد ، دولت وصال را مترصد نويد است .
هامش
( 1 ) - منظور از سلطان احمد بغدادى همان سلطان احمد جلاير آخرين فرد سلسلهء آل جلاير ( ايلكانيان ) است كه با تيمور درافتاده و جنگها كرده و سرانجام در 813 بدست قرايوسف كشته شده است . وى را از آن جهت بغدادى مىگفتند كه بيشتر در پايتخت زمستانى خود در بغداد بوده است ( پايتخت تابستانى او تبريز بود ) . ولى مخاطب اين نامه معلوم نيست و در هيچيك از دو مأخذ نقل اين مكتوب اشاره‌اى بگيرندهء اين نامه نشده منتها چون متضمن ذكرى از قرايوسف بود درينجا نقل گرديد .