ميل شه چون بشعر ديدم بيش * شيوهء شاعرى گرفتم پيش
طوطى طبعم ار سخن گوشد * هم ز آيينهء رخ او شد
بلبل از فيض گل نوا آموخت * ورنه اين [ رقص را ] « 1 » كجا آموخت
آتش مهر آفتاب در او * چون فتاد ، اوفتاد تاب درو
نرسد چون بمدح شاهم دست * كان بلندست و من بغايت پست
بر دعا اختصار خواهم كرد * گرد جانش حصار خواهم كرد
يا رب از جور دورش ايمن دار * تا فلك راست سير در ادوار
فلكش رام باد و بخت بكام * صبح اقبال او بر اعدا شام
تا جهان هست او جهانبان باد * چرخ تيزش مطيع فرمان باد « 2 »
هامش
( 1 ) - شايد : نغمه از
( 2 ) مقدمه و اشعار جوابيه از نسخهء كتابخانهء ملى پاريس بشمارهءBib . Nat . Fond . Arab . 3243