سوگوار و خامهء قيرى عذار از عهدهء تسطير و تحرير آن بيرون تواند آمد .
للّه الحمد كه اكنون نوبت جهاندارى و فرمانروائى بر حسب نويد عاطفت
« نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
« 1 »
»
بدان جناب سلطنت مآب انتقال پذيرفته و به حكم منطوق الحب يتوارث بر ذمت همت همايون ما لازم و متحتم است كه مراقبت و مراعات طريقهء سابقه بهرحال مرعى و مسلوك ماند .
سلطنت مآبا ! از جلوس شريف بر وسادهء سلطنت و نزول واقعهء هائله و حادثهء نازلهء برادر غفرانپناه مشاراليه ، اگرچه تا غايت مدتى متمادى متخلل شده اما چون اداى مراسم تهنيت و تعزيت را در سنت سلاطين جم جاه و خواقين حشمت دستگاه تأخير و تسويف مخل و مضر نيست و درين مدت بواسطهء سوانح روزگار در عقدهء توقف مانده بود ، درين وقت معتمد الخواص ، السابق فى مضمار الاخلاص ، ساربان على را ، كه از معتمدان خدمتگار و مخصوصان « 2 » قدمت آثار بشرف محرميت تمام امتياز دارد ، فرستاديم تا مراسم تهنيت ملك موروثى و قواعد تعزى اقرباى نامدار كامكار بجاى آورده ، رابطهء محبت را استداد دهد و التماس معاودت فرزند عالى گهر ، سلطان ابو تراب ميرزا و محمد محسن « 3 » ميرزا را كه به سبب غرايب تقدير ربانى ، از شدت مرضى كه طارى شده بود و بيمن همت احباى دولت به خير مقرون گشت ، توهم به خود راه داده روى آمال بر آن جانب آوردهاند نمايد .
مطموع آنكه چون طريقهء مصادقت بين الجانبين بنوعى رسوخ يافته كه انهدام بنيان آن از قبيل ممتنعات است ، من بعد راه و رسم مغايرت را طى فرموده فرزندان مشاراليهما را بدين جانب روانه گردانند .
هامش
( 1 ) - سورة القصص 5
( 2 ) - در نسخهء حيدر ايواوغلى : صوفيان
( 3 ) - نسخهء منشآت خواجه عبد اللّه : محمد حسين