تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
و صفا مغرور بوده‌اند بمقتضاى دلالت عليكم بحسن الخط در خط شوند و گوش و گردن ايشان كه از زيور درر اللحية حلية عاطل و عارى باشند و همه را از گوشمال يوم
« تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ
« 1 »
»
متأثر و منزجر گردانند . تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد . و زمرهء قلندران بىسر و پايان كه يكبارگى به چهار ضرب بدعت خود را از لباس محاسن مجرد كرده‌اند و مدة العمر چون ساير اوباش از طريق تراش ، استره‌سان سر بر سنگ بطالت داشته ، همه را گلبانگ سياست زده ، بهر وجه كه برآيد ، زجر و تأديب نمايد تا سر بر خط فرمان نهاده سركشى نكنند . جماعت سرتراشان و آئينه داران به حكم
« لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي »
« 2 » دست كوتاه داشته ، نوعى نمايند كه قصور تراشيدن موى ريش بدرازى نكشد و يكسر موازين محدث ناخوش مشوش در ديدهء هيچ آفريده در نيايد « 3 »
هامش
( 1 ) - سورة المؤمنون 106 ( 2 ) - سورة طه 95 ( 3 ) منشآت حيدر ايواوغلى
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 411 | عبد الحسين نوائى