تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢

سواد كتابتى كه سلطان حسين ميرزا بايقرا برستم پادشاه نوشته « 1 »

پس از مرگ يعقوب پسرش سلطان بايسنغر پادشاه شد . اما مواجه با مخالفت امرا گرديد . نخست امرا مسيح ميرزا پسر حسن بيك را بسلطنت برداشتند ؛ ولى اين مدعى در معركهء جنگ كشته شد . بار ديگر محمود بن اغورلو محمد بن حسن روى بتبريز نهاد ؛ ولى وى نيز دستگير و خبه شد . اما بار سوم كه رستم بيك پسر مقصود بن حسن بيك علم مخالفت برافراشت امر اجانب بايسنغر را رها كردند و بايسنغر بشروان نزد فرخ يسار گريخت و چون داماد وى بود فرخ يسار وى را كمك كرد و بجنگ رستم بيك فرستاد . رستم براى تقويت خويش ، فرزندان سلطان حيدر را از زندان نجات داد و پس از مدتى زد و خورد بالاخره بكمك سلطان على ميرزا پسر سلطان حيدر درين معركه پيروز گرديد و بايسنغر در جنگ كشته شد و پس از يكسال و هشت ماه دوران سلطنتش بسر آمد . اما رستم پس از رسيدن بتخت سلطنت از قدرت و نفوذ پسران سلطان حيدر وحشت كرد و آنان را باردبيل فرستاد و چون مريدان آنها بسيار فراوان شدند ، برادران را باردو احضار كرد و خواست سلطان على را بكشد . سلطان على با برادران خود مطلع شده فرار كردند و رستم سپاهى بدنبال آنان فرستاد و در جنگى كه درگرفت سلطان على كشته شد . ولى سلطان على قبلا جانشينى خود را باسمعيل داده و او را روانهء اردبيل
هامش
( 1 ) - در نسخهء منشآت خواجه عبد اللّه مرواريد عنوان نامه چنين آمده ( ( نامهء سلطان حسين بايقرا بامير رستم بيك آق‌قويونلو . ) )
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 412 | عبد الحسين نوائى