كافهء عباد بلاد رفيق حال و قرين آمال دولت مآل باشد . و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم .
بعد هذا تصوير ضمير خسروانه و انهاى رأى منير شاهانه آنكه نگاشتهء خامهء نوادر بيان و رقمزدهء كلك جواهر فشان كه مصحوب قدوة الاماثل و الأقران يعقوب آقا ارسال داشته بودند ، در اواسط شهر [ شعبان المعظم « 1 » نهصد و ده ] رسيد و بوسيلهء حسن تقرير نواب عطارد نظير فحواى مؤداى آن به محل رفع مقرون گرديد . اشارتى كه بتواتر مفاوضات و توالى رسايل و مراسلات بين الجانبين رفته بود ، چون مقتضى رأى شفقت انتماست ، من المهد الى العهد ، بر مراتب حال دوستان موافق و نيكخواهان صادق مجبول است و بر عالم و عالميان ظاهر شده باشد كه مراعات جانب سلاطين عظام و ولاة و حكام ولاياتى كه با ممالك محروسه قرب جوار دارد ، در ازمنهء سابقهء و لاحقه بچه مرتبه فرمودهايم و هر آينه [ به نسبت آن عاليجناب « 2 » ] كه بشرف امتياز [ نسبت بنوت « 3 » ] بخاندان نبوت و محبت و دودمان امامت و ولايت ممتاز باشند ، باضعاف و آلاف آن خواهد بود و يقين است كه چون آن [ عالى « 4 » ] جناب مستدعى آن باشند ، اين معنى با كمل وجهى صورتپذير خواهد گشت .
ثانيا آنچه در باب عطوفت و اشفاق به نسبت حال خجسته [ فال « 5 » ] فرزند اعز ارشد [ ارجمند « 6 » ] سعادت يار ، منظور انظار حضرت آفريدگار ، مهر سپهر رفعت و شهريارى ، اختر برج [ سعادت « 7 » ] و كامكارى ، المؤيد من عند اللّه المهيمن المنان ، ابو الفتح محمد حسين بهادر خان ، مرقوم رقم اتحاد شده بود ، بسمع اذعان و قبول متلقى شد و صورت آنست كه مسموع مسامع اقبال شده باشد كه در ايام سلطنت
هامش
( 1 ) - نسخهء منشآت خواجه عبد اللّه كتابخانهء ملى پاريس : [ ربيع الاول ]
( 2 ) - ارمغان : [ نسبت به آن حضرت ]
( 3 ) - فقط در نسخهء منشآت پاريس
( 4 ) - ايضا فقط در نسخهء پاريس
( 5 ) - ارمغان :
[ مآل ]
( 6 ) - فقط در ارمغان
( 7 ) - نسخهء پاريس : ( ( سلطنت ) )