تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

مكتوب سلطان حسين بمولانا عبد الرحمن جامى

رشحات سحاب فضل و افضال و قطرات غمام بلاغت و كمالى كه رياض بهارستان الفاظ و معانى و گلزار نگارستان آمال و امانى را سرسبز و سيراب گردانيده بود ، اعنى نگاشتهء خامهء سحرپرداز و رقم‌زدهء كلك مشكين طراز عالى جناب هدايت مآب ولايت اياب ، عرفان دثار ، حقايق آثار ، مظهر الطاف ربانى ، مظهر آيات سبحانى ، كاشف اسرار الطريقة ، مهبط انوار الحقيقة ، المختص بعناية الملك المنان ، مولانا نور الحق و الدنيا و الدين عبد الرحمن ، ابقاه اللّه تعالى على مفارق المخلصين و المعتقدين موسوم باسم بهارستان « 1 » گشته ، سمت ارسال يافته بود ، معتمد خواص مجد الدين محمد كه هميشه دم صدق از ولاى آن آستان قدس آشيان مىزند ، بمجلس همايون آورده و با وجود آنكه از جهت قوت ضعف و ضعف قوت طبيعت از اصغاى الفاظ و اقبال غافل و عاطل بود ، مضطرب‌وار بلكه بىاختيار ، معتمد مشار اليه را باداى بعضى از روضات و لطايف و غرايب آن امر فرموديم و استماع آن موجب صحت دماغ و جمعيت و فراغ گشت و چون اكنون بهمم عاليه ، بساط بيمارى بنشاط و كامكارى مبدل گشت ، مقرر چنان است كه خواجهء مشار اليه من اوله الى آخر ، بحسن ادا ، در مجلس خاص بدفعات بعرض رساند . يقين كه موجب زيادتى بهجت و مسرت خواهد گشت .
هامش
( 1 ) - مقصود كتاب بهارستان است كه جامى بتقليد از گلستان سعدى و بنام سلطان حسين ميرزاى بسايقرا ساخته است . وى اين كتاب را براى فرزند دهساله خود ضياء الدين يوسف پرداخته و همچون گلستان سعدى بهشت باب تقسيم نموده است و تاريخ اتمام آن را كه سال 893 مىباشد در پايان كتاب بدين آورده :تكاپوى خامه درين طرفه نامه * كه جامى بر او كرد طبع‌آزمائىبوقتى شد آخر كه تاريخ هجرت * شود نهصد ار هشت بر وى فزائى