تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
و جناب مولاناء مشار اليه را معلوم است كه سه مجلس با ايشان ملاقات واقع شده و تصور آن است كه بيك سخن كه رخصت شرع نبوده تكلم نرفته و پيوسته استدعا مينمايد
كايزدم يارى دهد كارم بجا تا وقت مرگ * ز انچه فرمان خدا و سنت پيغمبر است
و استقامت اين عزيمت از خاطر اكسير مآثر و باطن سعادت ميامن مستمد و مستظهر مىباشد . مقصود از ارتكاب اين اطالت و اطناب آنكه اگرچه روشن است كه مرآت ضمير آفتاب تأثير از رنگ ريب و زنگ كدورت مصفى و مبراست متردد مىباشد كه مبادا كه به همين شك و گمان كه در خاطر ملازمان عتبهء عالىشان ميگذرد ، به حكم من يسمع [ يحل ] « 1 » . مأمول از آن حضرت آن است كه اگر از اين معنى كه در سوء ضمير معتقد نيازمند مجال ظهور نيافته ، غبارى در مرآت ضماير خدام راه يافته باشد برفع آن التفات فرمايند و بصيقل تحقيق از صحايف خاطر ايشان بزدايند ، كائينه همان به كه در زنگ نباشد . بزيادتى اطناب مصدع اوقات مفيض الخيرات نميگردد . همواره درگاه حقايق پناه مقبل ارباب كشف و انتباه و ملثم اصحاب ملك و جاه باد بمحمد و آله الامجاد « 2 » .
هامش
( 1 ) - به نظر مىآيد يكى دو كلمه افتاده باشد . ( 2 ) مجموعهء منشآت حيدر ايواوغلى
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 393 | عبد الحسين نوائى