تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
إِبْراهِيمَ
« 1 »
»
جايز داشته بود و صحيفهء مطاوعت و متابعت با زمام ( ؟ ) مخالفت و تقصير اطاعت بنوعى گذاشته كه سزاوار انواع عتاب و ملام و مستوجب بازخواست و انتقام شده بود بر حسب التماس آن جناب او را بايالت متوافر الجلالة مملكت نيمروز سرافزار فرموديم و رعايت اراده و فرمودهء آن جناب را اولى و اهم شمرده مصدوقهء .
هر كجا داغ بايدت فرمود * گر تو مرهم نهى ندارد سود
اعتبار نموديم تا به حكم و ان كنت اكرمت اللئيم تمردا « 2 » همان قباحت و خباثت ذاتى كه مركوز فطرت و مكنون جبلت او بود اظهار نموده مگر بواسطهء عدات طبيعى كه از برادر خود شاه زاهد در خاطر داشته غشاوهء عقوق حقوق اين خاندان باصرهء سعادت او را پوشيده تا ملاحظهء اين معنى كه بر صفحهء حال و جبههء آمال مشار اليه بارقام اخلاص و خدمتكارى اين دودمان مزين است ننموده با گروه انبوه مع اسباب جنك و قتال به قصد هلاك و استيصال او متوجه گشته و بر مقتضى من حفر بئرا لاخيه وقع فيه بر او افتاد ، روى فرار بجانب كرمان نهاده باز آن جماعت از قضاياى ماضى پشيمان ناگشته امداد و كمك او نمودند . با وجود اين حال و چندين وقايع و شنايع ديگر [ كة ] به جهت اجتناب از اطناب بتحرير آن ارتكاب نمىنمايد . هر چند اين مخلص چنار كردار پاى تحمل و وفا در دامن وقار و سر توكل و رضا در گريبان اصطبار دارد ، اما رعايا و ضعفاء هر بلاد و ديار كه ودايع آفريدگارند جل و علا ، حمايت و صيانت اموال و احوال ايشان ازين نوع مستوحشات شرعا و مروة بر ذمت سلاطين و ولاة واجب و لازم است ، من اگر هيچ نگويم تو رو اميدارى ؟ مقصود ازين اطناب و اطالت آنكه اين صورتها كه هر يك از آن دليلى است بر نقص عهد موافقت و نقص پيمان مرافقت ، اگر برخصت و رضاى آن جناب است در ضمن اين چه حكمت و مصلحت ملحوظ داشته‌اند ، اگر غرض اظهار قدرت و شوكت
هامش
( 1 ) - سورهء يوسف 38 ( 2 ) - از متنبى است و مصراع اول آن : اذا انت اكرمت الكريم ملكته
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 333 | عبد الحسين نوائى