تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
احوال ايشان نموده قول باطلاق ايشان صادر شد تا بسلامت بيرون رفتند ، با وجود چندين مرت بر ولايات اين محب كه گذشتند از اسروتالان كه شيمهء نامحمود ايشان است نگذشتند . ديگر بعد از تأكيد و تجدد معاقد محبت و اتحاد بولايت بسطام و دامغان كه از قديم الزمان داخل مملكت خراسان است مضايقه ننموده ملتمس آن حضرت سلطنت پناه را مبذول فرمود و آن حضرت ، در برابر آن ، همين ولايت را بنوكر باغى ياغى شيخى جلاير ارزانى داشت . آن نيز سهل است اما درين مدت مشار اليه چنانچه شيوهء اصلى اوست ارتكاب افعال قبيحه و اعمال شنيعه نمود و سوء ادب و قبح تاراج و طلب او از حد اعتدال تجاوز نمود و منع دروغ او به مجرد اشارت ميسر بود . مع هذا بملاحظهء جانب صفا تجويز اين معنى نكرده و كرة بعد اخرى هر چند بشرف نهاء رسانيد ، با وجود آنكه مدارك فضاحت اطوار و قباحت [ رفتار ] او را نمودند ، بدفع آن رخصت نفرمودند . ديگر از عظايم ذمايم ، حركت ناملايم عمر بيك و عثمان بيك است كه بحكومت و ايالت كرمان مأمورند ؛ چنانچه سابقا ذكر رفته كه باستظهار و استنصار ديگر ملازمان و منتسبان آن حضرت عدالت نصاب ، بخوسف و سر چاه كه سر حد خراسان است آمدند و قدم در دايرهء جرأت و جسارت نهاده بسيار از مال مسلمانان بنهب و غارت بردند تا آنكه جماعتى مظلومان تالان‌زده درين جانب انواع تظلم و استغاثه نموده تسلى ايشان بدان معنى نمود كه اين صورت بىرضا و رخصت آن حضرت مكرمت اياب بوده چون اطلاع يابند جبر خسران از آن آستان عدالت آشيان باحسن وجهى در حيز امكان متصور است و با آنكه مظلومان را بعواطف و مراحم آن حضرت اميدوار گردانيده التماس حيات ايشان بدان جانب نمود ، ايشان بدان التفات ننمودند . بهيچوجهى ازين حال نيز تكدر مرآت معاهدت و تغير مزاج معاضدت در خيال نياورد . تاكنون كه ملك تختى ( ؟ ) كه ابا عن جد پروردهء اين دودمان جلالت آشيان و برآوردهء اين خاندان سلطنت نشان است ، با وجود انحراف از جادهء مستقيم
« وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي