تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤

مكتوب حسن پادشاه بسلطان حسين ميرزا

چنان كه ذكر شد ، اوزون حسن مىخواست خراسان را نيز تصرف كند . منتها چون شاهزادگان تيمورى مانع اين امر بودند و از طرفى نزاكت سياسى مانع مىشد كه اوزون حسن كه جدش نمك‌پرورده خاندان تيموريان بود بر خراسان حكومت كند ، وى يادگار محمد ميرزا را علم كرد و بلشكر و اسلحه كمك نمود و او را بخراسان فرستاد و باز چنان كه گذشت فرمان حكومت نيز به او داد . اما سلطان بايقرا حسين در خراسان نقشه‌هاى او را برهم زد . سلطان حسين بن منصور بن بايقرا شاهزاده تيمورى نخست در دستگاه الغ بيك و تحت حمايت او بود . پس از آنكه ابو سعيد بسلطنت رسيد ، وى را بحبس انداخت ولى وى از حبس گريخت و بابو القاسم بابر پيوست . در سال 862 استراباد را گرفت و بحكومت نشست . اما ابو سعيد او را در هم شكسته استراباد را ازو گرفت و او به بيابان خوارزم گريخت ( رجوع شود بمكتوب سلطان ابو سعيد بجهانشاه ) . كمى بعد بار ديگر بر استراباد مستولى شد و پس از مرك فجيع ابو سعيد وى هرات را متصرف گرديد ( رمضان 873 ) . اما اوزون حسن شاهزادهء دست نشاندهء خود يادگار محمد را بهمراهى پسر خويش و جمعى كثير از سپاهيان بخراسان فرستاد و هر چند سلطان حسين او را در چناران در هم شكست ولى وى بار ديگر بكمك تركمانان بخراسان آمد و سلطان حسين بالاجبار هرات را تخليه نمود . منتها بر اثر عياشى مفرط يادگار محمد و ظلم بىحساب تركمانان ، مردم ازين شاهزاده نفرت داشتند و همين امر سبب شد كه سلطان حسين شبى ناگهان باتفاق امير عليشير خود را بهرات رساند و بدون اينكه كسى مزاحم او شود ، يادگار محمد را در ميان بساط عشرت بقتل آورد و هرات را تصرف كند ( 877 ) . سلطان حسين در حدود 38 سال سلطنت كرد و در سالهاى آخر عمر دچار فلج شقى بود و در همين حال وى مجبور بود از طرفى بمنازعات و شورشهاى بىپايان پسران متعدد خود خاتمه دهد و از طرف ديگر با شيبك خان اوزبك درافتد . سلطان حسين در سال