تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
سنيه منبئى از تأسيس بنيان وفاق و ترصيص اركان اتفاق بود لاجرم چمن رياض محبت قديم از فيوض رشحات ارقامش نضارت از سر گرفت و نهال مودت ديرينه از زلال مقاطرش سرسبز و شاداب گشت تمهيدا لقواعد المخالصة جناب [ صدرات مآبى « 1 » ] شريعت قبابى ، مومى اليه را كه از كنوزات ضمير و مخزونات خاطر خطير مطلع و خبير بود ، فرستاده شد كه مرآت ضمير را از غبار افساد اغيار منجلى گرداند و ساحت راى شريف را از خار خار تسويلات اصحاب اغراض پاك دارد و نصايح ارجمند كه سبب انتظام امور دولت و عقد نظام جمعيت ملك و ملت است معروض اوقات فرخنده ساعات گرداند . بعد ذلك معتمد السلطنة خداى بردى جاندار رسيد و از نسايم پيام‌گزارى او شمايم اخلاص وزيد و از فوايح فحواى كلامش دماغ هواخواهان معطر گشت . بنابر آن عنان اهتمام بصوب تربيت پادشاهزادهء اعظم بايقرا ميرزا معطوف ساخته و ترتيب يراق او از خلع فاخره و انعامات ذاخره و مراكب و مراسل چنان كه شيوه و دأب سلاطين باشد اشارت رفت و خداى بردى جاندار را نيز مشمول عطف اذيال افضال ساخته در تهيهء روان گردانيدن ايشان بوديم كه در آن اثنا اقجه بيك على قورچى اعلى نوكر يار على شكر [ را در ظل تربيت « 2 » آمد ] و چنان نمود كه جناب شريعت مآبى را باسقاق « 3 » نموده و امير محمدى « 4 » ميرزا و اولاد عليشكر را در ظل تربيت و سايهء مرحمت جا داده‌اند و برين موجب انعام فرموده‌اند : خلعت ايشان با شصت نفر نوكر ، نقد كپكى صد هزار دينار و گوسفند دو هزار رأس و غله دو هزار خروار « 5 » . چون اين صورت موافق قانون شهريارى و مطابق قواعد كامكارى نبود ، صدق اين مقال را محال انگاشتيم . باز در عقب او ديگرى آمد و بر همين منوال مصدوقه عرض كرد و مطابقا لتلك الاخبار حسين خوارزمى همين اخبار نمود و سبب زيادى تعجب و استغراب گشت . چه مشرب عذب دوستان قديم را شورانيدن و شر ذمهء مخذوله را كه داغ عداوت
هامش
( 1 ) - فقط در نسخة پاريس است ( 2 ) - در نسخهء ديگر [ فرار نموده آمد ] و اين درستتر مىنمايد . ( 3 ) - نسخه ديگر : اسعاف ( 4 ) - نسخه ديگر : ولد ( 5 ) - نسخه : ده . درين نسخه صورت اجناس به سياق نوشته شده
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 326 | عبد الحسين نوائى