نشان سلطان ابو سعيد ميرزا در باب بستن بند گلستان بمشهد مقدس
سادات و داروغه و قضاة و مشايخ و موالى و اعيان و اعالى و ارباب و مباشران و اهالى ولايت طوس و مشهد مقدس بدانند كه چون تعمير بلاد و ترفيه عباد وسيلهء حصول تمهيد رضاى حضرت بارى و واسطهء وصول بمنافع دين و دنياست ، لاجرم پيوسته همت بلند نهمت در ذمهء آنست كه به يارى توفيق حضرت بارى تمامى ممالك محروسه از رشحات خاطر سحاب خاصيت صفت گلستان ارم گيرد و رياض احوال ملك و ملت از فيض ينابيع مرحمت و عنايت طراوت و نضارت پذيرد . مبنى بر اين معنى ، اشارت عليه ببستن بند گلستان شرف صدور يافت و چون بيمن دولت ابد پيوند باتمام رسيد بمسامع عليه رسيد كه اراضى كه به آب آن مزروع مىشود چيزى ملك ارباب و بعضى وقف از هر باب است . خاطر همايون چنان اقتضا نمود كه تمام آن مزارع بر وجه مسابقه و طريق استبدال شرعيه داخل املاك خاصهء شريفه گردد . بنابراين مولانا قطب الدين محمد خوافى « 1 » را كه دقايق معاملات شرعيه و حقايق مهمات عرفيه برو خافى نيست ، از قبل ذات اشرف و نفس اقدس وكيل عام گردانيده فرستاده شد كه بدانچه محتاج اليه اين مهام باشد از بيع و شرى و مفاوضات و دعاوى و خصومات و غير ذلك قيام نمايد و مولانا جلال الدين يوسف حاجى ممد اين معنى و مصحح سجلات و دعوى بوده ، در قضيهاى كه بمرافعه و حكم احتياج شود ، باتفاق قاضى آنجا برسيده بر وجه شرع حكم نمايد .
مىبايد كه برين موجب مقرر دانسته تغيير به دو راه ندهند و از مضمون فرمان همايون تجاوز ننمايند و درين باب تقصير ننمايند « 2 » .
هامش
( 1 ) - براى شرح حال او رجوع شود به حبيب السير جلد سوم جزو سوم يا برجال حبيب السير ص 150
( 2 ) منشآت حيدر ايواغلى ( نسخه م . ب )