تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
خوب است اختصار و ليكن كمال‌وار * اطناب در مكالمهء دوست خوشتر است
التماس از كرياس مرصوص اساس آسمان مماس آن است كه بر جريمه و خسارت بندهء اخلاص امارت ظلال عفو و اغماض گسترانيده در سلك بندگان متخصص منخرط و بجواهر اوامر سعادت مظاهر گردن افتخار و گوش هوش انتظار را مرصع و منمط فرمايند . همواره اقاليم هفت كشور و اقطار و اطراف ممالك محروسه ميدان سمند آن سليمان زمان باد و تمساح رماح و ثعبان سنان سلاب اشباح و جذاب ارواح دشمنان و غبار مصاف عساكر نصرت مآثرش سحاب ماطر و غمام هامر امن و امان .
تا مىكشد حرير « 1 » در آفتاب صبح ( ؟ ) * كش روزگار نيل سپيده دمان نهاد
بادا مطيع هندوى تو پيل صبح كو * سر در سواد لشكر هندوستان نهاد
جاويد حكم‌ران كه بنام تو در ازل * ايزد اساس سلطنت جاودان نهاد « 2 »
هامش
( 1 ) - متن : صرير ؟ بهر حال معناى اين مصراع روشن نشد . ( 2 ) نسخهء كتابخانه ملى پاريس بشمارهء . 1815Fond . Pers . Su . p