ماوراء النهر با نواحى تركستان و مازندران با « 1 » تمامت طبرستان در تحت تصرف بندگان ماست و خاطر از جميع جوانب جمع و حق تعالى قوت انتقام ارزانى فرموده و صد هزار سوار كه هر يك ابرغران و برق درخشانند در اردوى همايون مجتمعند . و هيچ آفريدهاى به اين خاندان [ كه عقد ايامش از انفصام مصون باد ] « 2 » اين جرأت ننمود كه قرا يوسف نموده و الحال سوداى استبداد از سر بيرون نكرده و بر شيوهء خود « 3 » مستمر است انتقام از او شرعا و طبعا و نقلا و عقلا از شمار واجبات است و رفع او از مفترضات . اگر ما با يكديگر [ راه مناسبت و مباسطت گشاده نداريم « 4 » و ] جادهء اتحاد نسپريم و در جذب منافع و دفع مضار [ مشارك و مشابك ] « 5 » نشويم ، دشمن قوت گيرد و طمع او در ممالك زياده شود .
مىبايد كه در اول بهار با لشكر متوجه شده [ در حدود رى اتفاق ملاقات باشد و بهيأت اجتماعى روى بدين مهم آورده ] « 6 » هر چه صلاح باشد تقديم نمائيم و پيش از ملاقات از امر هر كس را داند ، بفرستد تا مشورت نموده هر چه مقرر باشد باتمام رسد . ان شاء اللّه تعالى وحده العزيز « 7 » .
هامش
( 1 ) - ايضا : [ تا ]
( 2 ) - فقط در مطلع السعدين
( 3 ) - ايضا : [ مخالفت ]
( 4 ) - مطلع السعدين اضافه دارد
( 5 ) - ايضا : متشارك و متشابك
( 6 ) - اين قسمت فقط در منشآت حيدر ايواوغلى است .
( 7 ) مطلع السعدين جلد دوم و منشآت حيدر ايواوغلى ( م . ب )