تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
رحم دارند در خيال نتوان آورد ، طايفه‌اى كه سر وجود از يك گريبان برآورده‌اند و پاى نشو و نما در يك دامان كشيده ، ثريا شكل از يك مطلع طلوع كرده و بروج‌وار از پى يكديگر برآمده و چون جواهرى كه از يك عقد منتشر شود و كلماتى كه از يك لفظ منتشر گردد و اين حالات جز ميان اخوه و اخوات و اقارب و عصبات نتواند بود كه اين جماعت را زيادت ارادت و اعتقاد در حق يكديگر باشد و اگر ناگاه عياذ باللّه خدشه‌اى در ميان آيد ، راه نمام و حاسد بسته ، جادهء
« لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ »
« 1 » گشاده دارند . مقصود آنكه فرزند ميرزا اسكندر را باز طلبيده بعنايت و شفقت مخصوص سازد و ناحيتى از اطراف بديوان او گذارد « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء يوسف 92 ( 2 ) - مطلع السعدين ، قسمت اول چاپ لاهور صفحه 80 - 81 وقايع سنه 812