تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

« شاهرخ پادشاه به فرزند خود الغ بيك نوشته »

ميرزا محمد ترغاى معروف به الغ بيك معتدلترين و دانشمندترين فرزند شاهرخ است . وى در غياب شاهرخ كه سه بار براى دفع قرا يوسف بآذربايجان رفت ، عهده‌دار حكومت سمرقند و ماوراء النهر يعنى تختگاه دولت تيمورى بود و سمت نيابت سلطنت داشت . درين نامه چنان كه ملاحظه مىشود ، شاهرخ نخست براى مقابله با قرا يوسف از سمرقند حركت كرده ولى چون اسكندر پسر عمر شيخ ( كه ذكرش گذشت ) اظهار استقلال نمود شاهرخ دفع او را كه در مركز ايران دم از خودسرى مىزده واجب‌تر شمرده است . فرزند اشجع اعز كامكار ، منظور نظر عنايت آفريدگار ، كوكب فلك سلطنت و پادشاهى ، درهء درج خلافت و شهنشاهى ، مغيث الدين الغ بيك بهادر ، طول اللّه تعالى ايام دوام الدولته و السعادة اعماره و سادات و قضاة و ائمه و علماء و موالى و مشايخ و اصول و صواحب و اهالى ولايت سمرقند بدانند كه چون از يورت قشلاق باستخلاص مملكت عراق و آذربايجان و فارس رايات همايون حركت نمودند متواتر بمسامع جلال رسيد كه اسكندر تصور استقلالى نموده در مقام خلاف و تمرد است . بنابر آن اولا عنان جهانگشاى بصوب ممالك عراق و اصفهان انعطاف يافت . چون بحدود رى رسيديم حسان ( ؟ ) و برادرش عبد اللّه پروانچى با قريب يكهزار مرد مدتى بود كه بمحاصرهء ساوه مشغول بود اقبال‌وار بدرگاه عالم پناه آمدند و يوسف خليل را دستگير كرده آوردند و كليد حصار قم كه عبد اللّه پروانچى داروغهء آنجا بود سپردند و حصار آوه و كرهرود و كره و تمامى قلاع و حصون كه بر ممر لشكر واقع بود همگى و تمامى در قيد ضبط درآمده هر روز از نوكران مخصوص اسكندر قشون قشون گريخته بمعسكر همايون
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 161 | عبد الحسين نوائى