تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
كه او را اجازت انصراف داده بدان جانب روانه كرده شود ، او بىاجازت غيبت نمود . الحالة هذه چون از آب فرات عبور كرده شد ، پسر فارس يعقوب را كه از جمله مخصوصان آن جناب بوده متوجه گردانيده آمد و استحكام معالم صداقت و افتتاح طريق خلت نموده شد تا آن معنى از اصلاح طرفين خالى نباشد بلكه منازعان و منكران دين محمدى عليه من الصلوات اكملها و من التحيات اجملها را در عرصهء تسلط باقدام جرأت مجال اقدام نتواند بود . چون [ برعايت ترصد جواب با صواب آن جناب چنان كه رفته و مىرود كه ] « 1 » برعايت شرايط محبت قيام نمايد موجب آرامش خلايق و آسايش اهالى مملكتن تواند بود و صورت آن دوستى بر صفحات و جنات ايام مسلمانى مسطور بماند
« وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
و حال آنكه بتحقيق پيوست كه يعقوب بسلامت بدان جناب ملحق شد بعزيمت ييلاميشى آلاطاغ نهضت مصمم است . درين فرصت با تمامى غلامان و فرزندان و امراى اولوس و امراى تومانات و كبار سادات و مشايخ و عظماى علماء و فحول ائمه و صناديد اعيان و مشاهير اقاليم و ممالك محروسه و اركان دولت كنكاج كرده باتفاق و استصواب ايشان على استخارة اللّه تعالى از دار السلطنهء سمرقند فرزند دلبند ارجمند ستوده خصال بىمانند مغيث الدين محمد سلطان بهادر طول اللّه عمره كه بعنايت بارى انوار و آثار بختيارى از جبين اولايح است طلب داشته‌ايم كه با جميع امرا و عظماى جيوش و زعما و ولاة و حكام و رؤس اقوام و اكابر و اشراف تمام ممالك و اقاليم كه بعنايت الهى در تحت اوامر و نواهىاند متوجه اين جانب شوند . بتولجار ( ؟ ) آنكه در اول منزلت قورلتاى كرده بمباركى و طالع سعد .
بساعتى كه سعادت برد از آن اختر « 2 » * بطالعى كه تو لابدو كند تقويم
آن فرزند ارجمند طول اللّه عمره را بر سرير سلطنت آن ممالك اجلاس كرده ازمهء حل و عقد و اعنهء ضبط و بسط آن ديار بقبضهء شهامت و كفايت او نهاده شود ان شاء اللّه
هامش
( 1 ) - اين قسمت در منشآت ايواغلى نيست و در هر حال عبارت مغشوش به نظر مىرسد . ( 2 ) - منشآت فريدون بيك : سعادت ازو بود باهر