تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

« نامهء دوم تيمور بسلطان بايزيد خان عثمانى » « 1 »

بجناب معدلت آثار مكرمت شعار ، نويين اعظم اعدل اكرم مؤسس قواعد النصفة و الأجلال ، مؤكد معاقد الدولة و الاقبال ، مطلع لوامع المجد و العلاء ، منبع مآثر العز و السناء المؤيد بتأييد اللّه الملك القادر بايزيد بهادر بعد از تبليغ سلام عنايت « 2 » آميز و تمهيد پيام مصالحت‌انگيز عز اعلام آنكه بعواطف شاهانه و عنايت خسروانه ملحوظ و محظوظ « 3 » بوده بداند كه بعناية اللّه تعالى و يمن « 4 » افضاله قريب چهل سال باشد كه نفس خود را بجهانگيرى و فتح قلاع و استخلاص حصون و مملكتدارى مشهور و مشغول داشته‌ايم . ملوك و سلاطين جهان بنصرة اللّه تعالى و عونه بر بقهء عبوديت گردن نهاده و امروز بعضى كمر مطاوعت و انقياد بر ميان جان بسته بنده وار در خدمت ايستاده‌اند
« لا رَيْبَ فِيهِ »
« 5 » و اين معنى اظهر من الشمس و ابين من الامس است بلكه جمعى بسيارند كه برفعت جاه و حشمت مملكت در طريق جانسپارى ما مفاخرت ميكنند ، بعناية اللّه تعالى . پس چرا ايشان وحشت ميكنند على الخصوص كه بسال نيز چون پدر او باشيم . با وجود اين معانى ايشان در مكاتيب خود وعيد بسيار نموده و مرة بعد اخرى رقعه فرستاده كه من به تبريز مىروم و در آن طرف بطلب تيمور مىآيم . اگر ايشان ما را ندانسته‌اند لكن بر ما حمايت اهل غزا و حميت اسلاميان و دفع شر غير و رعايت ناموس خود واجب و لازم است و بفحواى « من تقرب الى شبرا تقربت اليه دزاعا » بجانب او نزديك آمده القصه بدان سبب لشكر
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در منشآت فريدون بيك و ايواغلى چنين است . ولى چنان كه گذشت از مطاوى نامه برمىآيد كه لااقل بايد نامهء سوم باشد . مع ذلك به همين عنوان نامه را نقل نموديم . ( 2 ) - منشآت فريدون بيك : عتاب ( 3 ) - حيدر ايواغلى : مخصوص ( 4 ) - ايضا : ميامن ( 5 ) - سورهء بقره 2