كشور گشاى بصوب سيواس در حركت آورده « 1 » شد و بعنايت ربانى و حمايت سبحانى تمكن در آن ميسر گشت و الحمد للّه على ذلك و مشاهدهء
« إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ »
« 2 » بر جهان و جهانيان حاصل شد و بر همگنان معلوم و محقق است كه او بمحاصرهء ملاطيه مدت چهار ماه ليلا و نهارا سعى نموده و در آخر كوتو الان قلعه راضى نشده و بيرون نيامده و او و نوكران او بر ملاطيه دست نيافتهاند و مدت مديد است كه سينوب را مىخواسته كه بگيرد نتوانسته به حمد اللّه و المنة كه سيواس را باندك مدتى ضبط كرده و بهر حصار كه رفته ، بتوفيق اللّه بخيل و حشم ، بنقب و اسباب قلعه گيرى از رعد و برق و صخور « 3 » بر آوردن و برج و بارو برانداختن ، مستخلص كرده شد و اين احوال بر اهل عالم سمت وضوح يافته و مع هذا طامات غرور خوب نيست و در مكاتيب لاف و گزاف از « 4 » عقل بديع و بعيد است .
خداوند خرد را در همه وقت * به قدر خويشتن بايد زدن لاف
و كميت سپاه ما ايشان را و احوال لشكر او ما را نيز معلوم بوده اما بعد از فتح سيواس كه امرا و لشكريان ايشان را دريافتيم و مكررا از صاحب وقوفان لشكر او تعدادش معلوم كرده مؤكد علم سابق ما افتاده . چون غرض ما ازين حركت رعايت ناموس خود بود و بعون اللّه تعالى اين معنى نيز حسب المطلوب بحصول پيوست ، مع هذا به جهت ترس و بيم حضرت كردگار كه
« وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى »
« 5 » بسبب رنجش احدى چندين مسلمان را آزردن و خانمانشان را خراب كردن نشايد ، هربا من سخط اللّه باز اين مثال فرخنده فال را فرستاديم كه اگر او مآل اين حال را دانسته سبب خرابى
هامش
( 1 ) - منشآت ايواغلى : آمده
( 2 ) - سورهء نحل 34
( 3 ) - در هر دو نسخه چنين است و درين مورد كلمهء ديگرى هم به صورت ملجور ( ؟ ) در كتب قرن نهم مثل ظفر نامه شرف الدين على يزدى و مطلع السعدين آمده و آن ساختمان بلند برج مانندى بوده از سنگ و چوب كه در بيرون حصار تهيه مىشد تا مهاجمين از بالاى آن بتوانند مدافعين قلعه را سركوب نمايند .
( 4 ) - فريدون بيك : از طريق عقل
( 5 ) - سورهء انعام 164