نامه اول تيمور به سلطان ايلدزم بايزيد « 1 »
تصادم نيروهاى ترك و تاتار بسيار قطعى و غير قابل اجتناب بود . تيمور سراسر آسياى ميانه را تصرف كرده و هند را بباد غارت داده و وسعت دولتش از دهلى تا شط فرات رسيده بود . بايزيد نيز در اروپا قلمروى وسيع تا منتها اليه يونان و بلغارستان و در آسياى صغير از استانبول ( كه در محاصرهاش بود ) تا سيواس و ارزنجان در اختيار داشت . برخورد اين دو فاتح در نقاط مرزى امرى ساده بود و همين طور هم شد . زيرا پس از آنكه بايزيد حكومتهاى محلى آيدين و صارو خان و منتشا و كرميان و قرامانيان و اسفندياريان قسطمونى را در هم كوفت ، طهر تن امير ناحيهء ارزنجان ، براى حفظ قلمرو خود ، به تيمور پناهنده گرديد و وقتى كه بايزيد از امير ارزنجان تقاضاى اطاعت و اداى خراج نمود ، تيمور بهانهء خوبى براى مداخله در آسياى صغير بدست آورد . گذشته ازين ، وجود دو دشمن سر سخت تيمور يعنى سلطان احمد و قرايوسف در نزد ايلدرم بايزيد هميشه وسيلهء قاطعى بود براى ايجاد اغتشاش در قسمت غربى متصرفات تيمورى يعنى در خطهء آذربايجان و عراق عرب . به همين جهت تيمور مصرا آنان را درخواست مىنمود . ولى بايزيد هم نمىخواست اين دو اسلحهء ارزنده را در مقابل حريف از دست بدهد . از طرف ديگر افراد خاندانهاى حكومتهاى محلى آسياى صغير از ترس بايزيد به تيمور پناهنده شده بودند و او را بجنگ با سلطان ترك ترغيب مىنمودند . با اينهمه تيمور در جنگ با حريف ترديد داشت . چون از طرفى آوازهء فتوحات سلطان ترك در اروپا به همه جا رسيده بود و از طرف ديگر تيمور مكار نمىخواست نشان دهد كه با سلطان مسلمانى كه مقابل مسيحيان فرنك بجهاد مشغول است سر نزاع دارد . به همين جهت مايل بود كه بشيوهء ديرين خود يعنى مكر و حيله او را دست نشاندهء خود سازد .
هامش
( 1 ) - اين نامه و جواب آن از لحاظ انشاء بسيار سست و عاميانه و از لحاظ قواعد صرف و نحو بسيار مغلوط است . ولى چون در هر دو نسخه اين اغلاط وجود داشت تصحيح آن ممكن نگرديد و اساسا نمىبايست تصحيح شود . چه غرض ما ، گذشته از ثبت و ضبط نامهها از لحاظ تاريخى ، نشاندادن نمونهء ترسل و نحوهء مكاتبات است و اصالت اين نامه و جوابش شايد در همان اغلاط آن باشد .